سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
489
تاريخ ايران ( فارسى )
ميرزا تقى خان امير نظام بايد دانست كه در ايران وزير تقريبا بطور ثابت يك نقش مهمترى را بازى مىكند . بنابراين در اين هنگام كه به نظر ميرسيد كشور در حال انحلال است انتخاب وزير اعظم از طرف شاه خيلى بجا و مهم بود . غالبا اين مقام را شخصى از خانوادهء پست اشغال مينمود و ميرزا تقى خان هم از اين قاعده مستثنى نبوده - است . پدر وى آشپز و بعدا هم ناظر قائم مقام اولين وزير محمد شاه بوده است . اين پسر بفرماندهى كل سپاه وارد خدمت شده و بنا بدرخواست خودش در موقع سفارت خسرو ميرزا به سنت پطرز بورغ رفت . اين شخص كارش بسرعت بالا گرفته تا آنكه وزير لشكر آذربايجان گرديد . بعدا نمايندهء دولت ايران در كميسيون مرزى كه در ارزروم تشكيل شد گرديد . آخرين شغل و منصب ميرزا تقى خان رياست افسران شخصى وليعهد بود و لذا وقتى كه وليعهد به تاجوتخت رسيد طبيعتا او را بصدارت خود برگزيد . ميرزا تقى خان براى جلوگيرى از بروز حسادت از قبول لقب صدراعظم يا نخستوزيرى خوددارى نمود ، فقط لقب اميرنظام را براى خود انتخاب كرد . اين وزير جديد مصمم گشت كه دوائر پوسيدهء دولتى را اصلاح كرده به تجاوزات و سوء استفادههائى كه جريان داشت از قبيل خريد و فروش مشاغل و حكومات ، دادن وظائف و مستمريات زياد به اشخاص نالايق و بالاخره دزدى و غارتگرى سربازان دولت از طرف افسران و صاحبمنصبان به همه اينها خاتمه دهد ، وى در ابتدا پيشرفتش كم بود ، چه معدودى از ايران ميتوانستند وجود يك وزيرى را كه هم صديق و هم پاكدامن يعنى منزه از ارتشاء بود مغتنم و مايهء افتخار بدانند و با اينحال اين امر كه رشاء و ارتشاء بيحاصل است بتدريج در همه جا منتشر و نافذ شد . خلاصه او به پشتيبانى افكار و احساسات عدهاى موفق باصلاح مفاسد و خرابيها يكى پس از ديگرى شده و ماليهء كشور را روى پايه و اساس محكمى نهاد . اين اصلاحات قهرا عدهء زيادى را بدشمنى او برانگيخت كه قوىتر از همه ملكه مادر پادشاه بوده است ، ليكن شاه جوان با كمال وفادارى از او نگاهدارى كرده و حتى خواهرش را به زوجيت او درآورد .