سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

486

تاريخ ايران ( فارسى )

شورش آقا خان 41 - 1840 م قوهء زيست و نيروى حياتى فرق مختلفهء مذهبى واقعا قابل ملاحظه - است و محمد شاه در شورش آقا خان محلاتى يك نشان يا تذكاريهء ناگوارى از اين حقيقت بدست آورد . وى از اعقاب و اخلاف اسمعيل بود و فرقهء اسمعيلى در صحنهء ايران رل مهمى را بازى نموده بودند و اين وضع تا زمانىكه هولاكو خان « 1 » ريشهء اين فرقهء مضره را از ايران برانداخت ادامه داشت و اين موضوع به تفصيل در فصل شصت و يكم ذكر شده است . آقا خان كه از نجبا و ملاكين ايرانى بشمار ميرفت در سال 1840 شورش نموده و حاكم يزد را كه در سرحد كرمان واقع است مغلوب ساخت . آقا خان پس از موفقيتهاى ديگرى از كرمان خارج شده و قلعهء بم را تصرف نمود . آخر الامر اين شخص بهندوستان گريخت و بريتانيائىها را در رفع غائله‌هاى سند كمك نمود و بعدا در شهر بمبئى اقامت گزيد . در سالهاى 45 - 1844 برادر او ابو الحسن كه به سردار معروف بود به بلوچستان ايران حمله‌ور شده ولى در آخر اخراج گرديد . نمايندهء فعلى « 2 » اين خانواده يكى از مسلمانان برجسته و نيز منور الفكر هندوستان مىباشد . پيروان او به « خوجا » معروف‌اند . مناسبات ايران با تركيه 43 - 1842 ميلادى از زمان قطع مخاصمات بين ايران و تركيه براى شكايت آن دو دولت از هم علل و اسباب زيادى جمع بوده است و اين همانطوريست كه انتظار ميرفت ، چه سرحد دو دولت به خوبى معين و تصريح نشده بود و بعلاوه در دو طرف مرز يك مشت قبائل بدوى گردنكش و شورش‌طلب مسكن داشتند . در سال 1842 والى كرد اردلان بحمايت پاشاى معزول سليمانيه كه دولت ايران اين قضيه را با جزئى موفقيتى تعقيب كرده بود ، سواران خود را جمع نمود . براى روبرو شدن با اين نيرو سربازان ترك در سرحد جمع شدند . دسته‌اى از اكراد براى تصرف گردنه‌اى در پشت مواضع تركان فرستاده شد ، ولى اين مانور بواسطهء شكست والى اردلان بىفائده ثابت شد . در تهران اين قضيه را بد جلوه دادند و شاه فرمان بسيج يك آرتشى را صادر نمود و بروز مخاصمت و جنگ آشكار به نظر ميرسيد ، ولى بريتانياى كبير و دولت روسيه با بذل مساعى جميله از بروز جنگ جلوگيرى نمودند . در نتيجه براى تجديد

--> ( 1 ) - رجوع شود به « ده هزار ميل و غيره » صفحات 70 - 68 و صفحهء 105 ( مؤلف ) ( 2 ) - مراد آقا خان فعلى است . مترجم