سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

485

تاريخ ايران ( فارسى )

از هرات خارج شد . تصفيهء حساب با ايران حال خوبست توجه خود را به طرف ايران معطوف داريم . همانطوريكه قبلا نيز ملاحظه شد وقتىكه محمد شاه مجبور به ترك محاصرهء هرات گرديد به دست‌پاچگى قبول كرد كه تمام تقاضاهاى دولت بريتانيا را انجام دهد . ليكن او از اين قسمت كه نواحى غوريان و سبزوار افغان را تخليه نمايد فوق العاده ناراضى بود ، هم‌چنين مايل نبود كه از سفير بريتانيا بواسطهء حمله‌اى كه بقاصد وى شده بود عذرخواهى كند و خلاصه بواسطهء عدم موفقيت و شكست در جلو هرات كاملا از حال طبيعى خارج شده بود . در همين اثناء محمد شاه ، حسين خان نامى را از ايران به انگلستان فرستاده بود كه در آنجا عزل و احضار م . نيل را فراهم سازد . اين مأمور سياسى نامهء عجيب و شگفت انگيزى همراه خود داشت ، در اين نامه شاه اشعار داشته بود كه يگانه منظورش از اين لشكركشى نجات اتباع ايرانى از قيد اسارت و بندگى بوده است و از سفير بريتانيا شديدا شكايت كرده بود . كه چرا به او نسبت ظلم و تعدى داده است . بدبختانه براى نمايندهء ايران كه در آنموقع لرد پالمر ستون وزير امور خارجه بريتانيا بود و او در شهر وين به نمايندهء ايران ابلاغ نمود كه او را يك نمايندهء سياسى نميشناسد و اما در خصوص احضار سفير بطوريكه اشعار داشته‌ايد دولت عليا حضرت ملكهء انگلستان دلائل زيادى در دست دارد كه حاكى است از اينكه سرجان م نيل با كمال وفادارى و قدرت وظائف خود را انجام داده است . نمايندهء ايران با كوشش زياد توانست با پالمرستون حضورا ملاقاتى نمايد . ديپلمات انگليس بالاخره راضى شد كه تقاضاى دولت بريتانيا را تحت فرمول درآورد و آن شامل 9 ماده بود كه از آن جمله تخليهء غوريان و ديگر نقاط مستحكم افغانى و نيز يك عذرخواهى كتبى از بدرفتارى نسبت به قاصد سفير بوده است . در آخر ذكر شده بود كه امضاى معاهدهء بازرگانى بايد با برقرارى مجدد مناسبات ديپلماسى همراه باشد . نماينده سياسى كه در مأموريت خود هيچگونه موفقيتى بدست نياورده بود در بازگشت خود چوب زيادى خورد . بعبارت ديگر او را شديدا فلك كردند .