سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
479
تاريخ ايران ( فارسى )
سياسى روسيه كنت سيمونيچ ورود نمود و يك افسر روسى را براى ورود در خدمت معرفى كرد . شاه مانند يك فرزند خلف ايران از اين تازهوارد همهگونه اميد داشت ، بدين مناسبت براى دو هفته از امضاى معاهدهاى كه سفير انگليس بسته بود امتناع مينمود . چون هرات سقوط نكرده بود شاه دوباره بفكر تسخير آن افتاد ، چه او هنوز اميد موفقيت داشت و نميتوانست خود را حاضر كند كه حيثيت و اعتبارش بواسطهء اين عدم موفقيت از دست برود ، لذا از جزئىترين فائده يا وضعيت مساعد هم استفاده مينمود . چون از قندهار به او وعده كمك داده شده بود تصميم بادامهء محاصره گرفت و درعينحال سفير بريتانيا را مورد بىاعتنائى قرار داده و وقتى كه يكى از قاصدهاى سفير را توقيف كردند ابدا در مقام جبران آن برنيامد . آرى ، شاه به اين عقيده بود كه بريتانياى كبير بدوستى با ايران بقدرى اهميت ميگذارد كه حتى به بىاعتنائى و بىاحترامى كه به نمايندهاش شده وقعى نمىنهد . جريان اوضاع چنان كه ملاحظه شد بد و بر خلاف مطلوب بود كه در اين هنگام شاه در يك مجمع خصوصى موافقت نمود كه طبق شرائط عهدنامه عمل كند به شرطى كه سفير بريتانيا رسما او را مطمئن ساخته و بنويسد كه در صورت ادامهء محاصره دولت بريتانيا خشمگين خواهد شد . منظور از اين عمل بطوريكه توضيح داده شد آن بود كه شاه به همه ثابت نمايد كه علت برداشتن محاصرهء شهر آنست كه نميخواهد بريتانياى بزرگ را برنجاند . پادشاه بىثبات بعد كوشش كرد كه در مقابل موافقت با تقاضاها و خواهشهاى بريتانيا وجه نقد زيادى دستى بگيرد . چون به اسرافكارى و مصارف و مخارج فوق العادهء ميسيونهاى قبلى نظر افكنيم مىبينيم كه او حق داشت كه انتظار كمك مالى را داشته باشد . معهذا اين تقاضاى شاه رد شد . او همهء اينها را از چشم سفير و از ناحيهء او ديده فورا شرحى براى وى با عجله فرستاد دائر بر اينكه مفاد ابلاغيهء او يك تجاوز و تخطى بحقوق مستقلهء سلطنتى شاهنشاه بوده است . اين سند با روح مخاصمتى كه در بين درباريان شاه وجود داشت موجب شد كه سفير بريتانيا اردوگاه شاهى را ترك نمايد .