سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
462
تاريخ ايران ( فارسى )
نمود ارتش ايران منحل گرديد . روسها از نيروهاى امدادى كه به آنها ميرسيد منتهاى استفاده را مينمودند . پس از اينكه لشكر حاجى طرخان نيروهاى شاه را از دربند خارج ساخت يك لشكر ديگر از رود ارس عبور نموده و تبريز را كه در اختيار يك دشمن مصمم گذارده شده بود تهديد نمود ولى ژنرال روس از شهر تبريز صرفنظر نموده و بدون اخذ نتيجهء مهمى مراجعت كرد . تصرف ايروان 1827 م در سال 1827 ژنرال پاسكيويچ كه در اينموقع بفرماندهى كل قواى روس انتخاب شده بود ايروان را محاصره نمود و اين دژ براى سومينبار با نيروى روس به مبارزه برخاست ، كمى بعد نخجوان و بعدا عباس آباد كه يك ناحيهء مستحكمى بالاى ارس و نزديك نخجوان بوده به تصرف روسها درآمدند . اين ضربت اخير ايرانيان را مأيوس و دلسرد ساخت و از اينوقت براى بستن پيمان صلح كوششهاى بيفائدهاى از طرف آنها به عمل آمد . در اين موقع عباس ميرزا در نزديكى اچميازين بر يك نيروى روس كه تحت فرماندهى ژنرال كراسوفسكى بود و داراى پنج هزار پياده و يك هزار سوار نظام و دوازده عراده توپ بوده ظفر يافت . ايرانيان در پيادهنظام با روسها مساوى بودند ولى در قسمت توپخانه و سوارنظام بر آنها برترى داشتند . توپخانهء ايران به خوبى انجام وظيفه نمود و نيروهاى ايرانى كه ميخواستند شهرت از دست رفته را دوباره بدست بياورند دلاورانه حمله كردند . ژنرال روسى زخمى شد و اگر ايرانيان كه ميخواستند سر دشمنان خود را از بدن جدا كنند وقت را تلف نميكردند آرتش روس نابود ميشد . همانطور كه انتظار ميرفت نيروى زيادى از ايرانيان به اچميازين رسيدند ولى روسهاى محصور يك حملهء دلاورانهاى نموده و ايرانيان را عقب راندند . با وجود اين پيروزى فتحعلى شاه از دادن پول و تهيهء ضروريات براى نگهدارى قشون امتناع نموده و در آخر ژنرال پاسكيويچ ايروان را تصرف كرده و به لقب كنت ايروان ملقب شد .