سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

454

تاريخ ايران ( فارسى )

واگذار كردن قلعه امتناع نموده بود مجددا باب مذاكره را مفتوح ساخت . فتحعلى شاه اينوقت با قواى امدادى نيرومندى شخصا در اين صحنه ظاهر شد . نبردهاى غير قاطعى رويداد و فتحعلى شاه از رسيدن مهمات و آذوقه به ارتش روس جلوگيرى مينمود ، بدين ترتيب ژنرال سىسيانوف مجبور شد از محاصره دست برداشته و عقب‌نشينى كند . در اين هنگام سوارنظام سبك اسلحهء ايران او را بستوه آورد . حمله كردن روسها بگيلان مهمترين عمليات بعدى همانا فرود آمدن روسها برشت بوده است . مسافرينى كه به تهران سفر ميكنند ميدانند كه بندر درياى ايران در شمال ، بندر انزلى ( پهلوى فعلى ) است . در عقب اين بندر يك مرداب كم‌عمقى بعرض 12 ميل وجود دارد كه فقط قايق‌هاى كوچك مىتوانند در آن حركت كنند . پس از عبور از اين ناحيه بيك رودخانهء باريكى وارد ميشوند كه قايق‌ها مىتوانند تا پيره بازار كه در مسافت چهار ميلى كرسىنشين گيلان واقع است پيش بروند . ژنرال روسى كه قادر نبود توپخانهء خود را بوسيلهء قايق‌ها كه فقط معدودى حاضر و آماده بودند حمل نمايد كوشيد كه اين مرداب را دور زده و از يك راه شوسه‌اس كه هنوز مورد استفاده است عبور نمايد ، اما چون زمين‌هاى اين ناحيه باطلاقى و بعلاوه حملات و يورش‌هاى قبائل ساكن اين حدود موانع سترك هولناكى بودند به او دستور رسيد كه به انزلى عقب‌نشينى كند . اين نيروى اعزامى بعدا از دريا به طرف باكو رانده و آنجا را بمباران نمود . فرماندار باكو دعوت به تسليم شد ، ولى در كنفرانسى كه در پاى ديوار شهر به عمل آمد سىسيانوف را بطور خدعه و تزوير كشتند و جانشين او مجبور بعقب‌نشينى گرديد . در همين اوقات شهر گنجه به عباس ميرزا تسليم شد ولى روسها دوباره آن را گرفتند . اين لشكركشى دامنه‌اش به نتايج غير قطعى كشيده شد و با آنكه روسها قسمت اعظم سرزمين‌هاى مورد بحث را تصرف نموده بودند ، باز براى بار دوم با تلفات زياد از ايروان به عقب رانده شدند . ايرانيان خيلى مايل بودند كه ژنرال ملكم را براى اين جنگها استخدام كنند ولى اجازهء آن داده نشد . ملكم معهذا به آنها مشورت خوبى داد كه