سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

455

تاريخ ايران ( فارسى )

توپخانه و پياده‌نظام جديد الاحداث خود را فقط براى دفاع از قلاع نگاهدارند و براى ستوه آوردن دشمن دستجات سواران سبك اسلحه را به كار برند . نبرد اصلاندوز 1812 م در سال 1812 يك نبرد قطعى بوقوع پيوست . سرگوراوزلى در اينموقع چون شنيد دولت بريتانيا با روسيه يك معاهدهء صلح بسته كوشيد كه بين ايران و روس ميانجى شود و بدين ترتيب بافسران انگليسى دستور داد كه از خدمت دولت ايران خارج شوند ، ولى بر اثر درخواست‌هاى جدى ايرانيان مجبور شد اجازه دهد كريستى و ليندسى در خدمت ايران باقى بمانند . آرتش ايران در اصلاندوز در كنار رود ارس موضع گرفته بود و يك نيروى روسى شامل 2300 نفر و شش عراده توپ در روز روشن ايرانيان را غافلگير نمود . كريستى پياده‌نظام را جمع‌آورى كرده و خودش آن را تحت فرمان گرفت ، ولى عباس ميرزا وقتى كه تصور كرد كه تمام اميدواريها از بين رفته به او دستور عقب‌نشينى داد . كريستى به اين عمل ، اشكال و ترديد نموده و از عقب‌نشينى تعلل داشت كه وليعهد ايران خودش تاخت كرده بيرق‌هاى يك رژيمان را ربوده و به نفرات و افراد فرمان عقب‌نشينى داد . توپخانهء ايران نيز مجبور به متابعت و عقب‌نشينى گرديد . اما راجع به عمليات ليندسى كه بروس‌ها هجوم آورده و مهمات معتنابهى به غنيمت گرفت معلوم است كه آن بىنتيجه ماند . عباس ميرزا با دادن فرامين متناقض هم بر فلاكت آرتش افزود و در شب هنگام بر اثر يك حملهء ثانوى قشون او تماما نابود شد . كريستى شجاع از گردن زخم برداشت و چون از تسليم امتناع نمود توسط دشمن بقتل رسيد . لنكران كه هدف بعدى روس‌ها بود در آخر آن سال تصرف شد . ايرانيان پس از اين دو مصيبت و بلا دلسرد و مأيوس شده و در صدد صلح برآمدند . معاهدهء گلستان 1813 ميلادى در مقابل درخواست فرمانفرماى روسى گرجستان سرگور - اوزلى مساعى جميلهء خود را به كار برده و در 12 ماه اكتبر 1813 يك معاهدهء صلح بامضا رسيد . شرائط اين معاهده براى ايرانيان شوم و مصيبت‌آور بود . ايران دربند ، باكو ، شيروان ، شكى ، قراباغ و قسمتى از طالش را بروسيه واگذار كرده و از تمامى ادعاهاى خود در گرجستان ، داغستان ، مين گرليا ، ايمريشيا و ابخاسيا