سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
452
تاريخ ايران ( فارسى )
با سازوبرگ بسوى گرجستان روانه داشت . سردار نامبرده آوارس « 1 » را كه يك حملهء سختى بدينخيال برده بود كه ايران هم در آن هنگام حمله بهبرد شكست داد ، چه حملهاى كه در آن حين انتظار ميرفت هيچ واقع نشد . گيورگى كه به سختى مريض بود وادار شد كه تاجوتخت خود را به پل واگذار نمايد و پل هم با كمال ميل آن را قبول نمود . اعلاميهاى كه قبولى تزار را به اين امر در برداشت در دسامبر 1800 ميلادى انتشار يافت و گيورگى چند روز بعد از اين ، زندگانى را بدرود گفت و بدينسان ولايت گرجستان رسما بامپراطورى روسيه ضميمه شد و بنابرين روسيه با ايران مستقيما تماس پيدا نمود . دو لشكركشى بر ضد روسيه جنگهائى كه ايران از اين ببعد با روسيه نموده به دو دوره تقسيم مىشود . دورهء اول قشون ايران تحصيل موفقيتهائى نموده ليكن در سال 1812 بالاخره شكست خورد و در سال 1813 معاهدهء صلحى كه معروف به عهدنامهء گلستان است بسته شد . مدت سيزده سال تمام در عمليات نظامى وقفه حاصل شد ، ولى در سال 1826 ناحيهء گوگچه را دولت روسيه ادعا كرده و آن منجر بجنگى جديد گرديد . ايرانيان دشمنشان را غير مجهز يافته و از اينرو پيروزيهاى ابتدائى چندى بدست آوردند ، اما در آخر روسها داخل آذربايجان شده و شهر تبريز را گرفتند . اين لشكركشى كه براى ايران كاملا فلاكتبار بود با معاهدهء تركمانچاى در سال 1828 ميلادى خاتمه يافت . قشون ايران تحت فرمان عباس ميرزا فرماندهى قشون ايران به عباس ميرزا وليعهد فرمانفرماى آذربايجان واگذار شده بود و او تعليم و تشكيل ارتش ايران را روى اصول اروپائى شروع كرد . در ابتدا مشاقان روسى به كار گماشته شدند و براى غلبه كردن بر تعصبات همميهنانش اين شاهزاده خود لباس متحد الشكل نظامى اروپائى پوشيده در تمرينهاى روزانه شركت مينمود . چندين سال بعد همانطور كه سابقا اشاره رفت ميسيون نظامى فرانسوى در اين صحنه ظاهر شده و آنها سربازان
--> ( 1 ) - Avars