سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
442
تاريخ ايران ( فارسى )
« اگر فرانسويان قصد هجوم بخراسان را دارند شاه ارتشى از راه كابل و قندهار بدان ناحيه خواهد فرستاد » بعبارت ديگر شاه حاضر بودن خود را براى هجوم بهندوستان تاكيد نموده - است و درعينحال به ميرزا رضا قدغن شد كه يك بندر را بفرانسويان « براى عبور آنها بهندوستان » واگذار نمايد . يك معاهدهء مقدماتى معروف بمعاهدهء فينكن شتاين و حاوى شرائط مذكورهء فوق در ماه مه 1807 بسته شد و به تهران ارسال گرديد . هيئت گاردان 1808 - 1807 ميلادى چند ماه بعد يك هيئت مهم نظامى برياست ژنرال گاردان و هفتاد نفر افسر نظامى و غيرنظامى در ايران ظاهر شده و براى تعليم دادن ارتش ايران به طرز اروپا شروع به كار نمودند . به اين ژنرال فرانسوى بدون شك دستور داده شده بود كه ارتش ايران را طورى مجهز و آماده سازد كه در موقع هجوم به هندوستان يك نيروى كمكى براى ارتش فرانسه باشد . شرحى كه در بالا تحت عنوان فصل ، مذكور داشتهايم منتهاى وسعتنظر و دور انديشى ناپلئون را نشان ميدهد . در تأييد آن اخبارى از قسطنطنيه رسيد كه مطابق آن براى عبور ارتش فرانسه از ممالك عثمانى در « باب عالى » مذاكراتى بوقوع پيوسته است . اتفاقا در همين اوان قرارداد تيلسيت « 1 » بسته شد و عموما عقائد بر آن بود كه در ملاقات تاريخى ناپلئون از الكساندر موضوع تقسيم مشرق مورد مذاكره قرار گرفته - است و اين قضيه كه او يعنى ناپلئون برادرش لوسين « 2 » را مأمور دربار تهران كرده حاكى از اين بود كه او جدا در مقام معارضه با تفوق بريتانيا در هند برآمده است . فتحعليشاه از قرارداد تيلسيت دچار حسرت و اندوه فوق العاده شده بازگشت گرجستان كه او چقدر به آن اميدوار بود حتى اسمى هم از آن برده نشده بود و چون فرانسه با روسيه صلح كرده بود دوائر دوستانهاى داشت جانشين ارتش فرانسه ميشدند و با وجود اين ناپلئون كه خوشبينى او خيلى قابل ملاحظه بود بىشك ميل داشت كه با ايران يك قرارداد تهاجمى و تدافعى داشته باشد .
--> ( 1 ) - Tilsit ( 2 ) - I . ucien