سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

443

تاريخ ايران ( فارسى )

جنگ در افغانستان براى بدست آوردن قدرت 1808 - 1799 ميلادى حال بايد ما توجه خود را به طرف افغانستان معطوف داريم كه تا جنگى كه در آنجا در سر امارت و سلطنت رويداده باضافه قيام رانجيت‌سينگ كه باعث تغيير كلى در اوضاع آن كشور شده و به نيستى كامل ويرا تهديد مينمود شرحى به نظر خوانندگان برسانيم . زمانشاه مقام خود را به سردار پاينده خان مديون بود كه از وى طرفدارى و حمايت نموده و او را بامارت كابل رسانيده بود و چون وضعيت در افغان براى سردار مساعد نبود ناچار بر ضد اربابش توطئه نموده و در نتيجه دستگير شده بقتل رسيد . نامبرده از خود بيست و دو پسر باقى گذاشت كه بنام « برادران بار كزائى » معروف بودند ، بزرگترين آنها فتح خان به ايران فرار كرده و به محمود برادر زمان شاه پيوسته ويرا تحريك بدست آوردن تاج‌وتخت نمود . فره « 1 » در حملهء اول تصرف شد و بواسطهء كمك‌هاى برادران بار كزائى قندهار بالاخره سقوط كرد . محمود بعد بسوى كابل پيش رفت و در سال 1800 زمان شاه را شكست داده و كورش كرد . اين مرد بدبخت بالاخره به لوديانا گريخت و در آنجا از طرف كمپانى هند شرقى يك حقوق تقاعدى براى او معين و تصويب شد كه مرتبا ميگرفت . محمود شاه آنوقت تخت سلطنت كابل را تصاحب نمود . هرات را برادرش فيروز الدين و قندهار را وليعهد بالاستحقاق او كامران ميرزا در تصرف داشتند . در سال 1803 بواسطهء حمايتى كه فتح خان از شيعيان كابل نموده و از قتل عام آنها جلوگيرى كرد توطئه‌اى بنفع برادر امير ، شجاع الملك بوقوع پيوست و شجاع الملك هم او را گرفته زندانى كرد ، ولى از كور كردن وى صرفنظر نمود . فتح خان تسليم غاصب شده و شاه شجاع هم ( چنان كه او را به همين نام ناميده‌اند ) با كمك يكى از سران لايق بار كزائى چندين سال حكمرانى كرد . او نيروهائى به سند و كشمير فرستاد ولى موفقيتى بدست نياورد .

--> ( 1 ) - Farrah