سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
437
تاريخ ايران ( فارسى )
بدون شك ممكن بود باعث واكنشهاى مخالفى در وضعيت عمومى آنجا بنمايد . اولين هيئت سرجان ملكم 1800 ميلادى قبل از اينكه خبر موفقيت هيئت مهدى على خان بكلكته برسد تصميم باعزام هيئت ديگرى برياست كاپيتان ملكم گرفته شد و آن اول هيئت اعزامى در زمان شارل دوم بوده است و او دستور داشت كه شاه ايران را وادار نمايد كه بر فشار خويش بر زمان شاه بيافزايد و در مقابل عمل فرانسويان واكنشى از خود بروز داده و بالاخره تجارت انگلستان و هند بريتانيا را با ايران ترقى دهد . اين افسر جوان اسكاتلندى كه در ارتش درجهء مهمى نداشت و شايد ايرانيان او را به نظر يك افسر عاليمقام مىنگريستند در انجام وظيفهء مشكل خود كاملا موفق گرديد . او با دقت كاملى ايرانيان را مورد مطالعه قرار داد و آنها را در تحت تأثير شخصيت نافذ خود درآورد . بعلاوه بواسطهء توزيع و تقسيم هداياى نفيس و گرانبها توجه ايرانيان را به خود جلب نمود . او بمحض رسيدن بتهران بواسطهء لياقت و كاردانى قابل ملاحظهء خود گزارش خوبى كه قبل از او رسيده بود تائيد كرد . براى عقد يك معاهدهء سياسى و بازرگانى بين ملكم و حاجى ابراهيم خان وزير مذاكراتى بوقوع پيوست . شاه ايران قبول نمود كه با پادشاه افغان هيچ پيمان صلحى نبندد مگر آنكه زمانشاه ادعاهاى خود را دربارهء متعلقات بريتانيا در هند پس بگيرد . نمايندگان سياسى بريتانيا نيز در مقابل قول دادند كه اگر ايران مورد حملهء افغانها و يا فرانسويان قرار گيرد مهمات جنگى لازم را بايران برسانند . در اين معاهده مواد بسيار سختى براى اخراج و استيصال اتباع فرانسوى كه مايل بسكونت در ايران بودند گنجانيده شده بود . در قسمت بازرگانى تصريح شده بود كه بازرگانان انگليسى و هندى مىتوانند بدون پرداخت ماليات در بنادر ايران سكونت نمايند و امتعهء انگليسى از قبيل ماهوت ، آهن ، فولاد و سرب بدون پرداخت گمرك وارد ايران كنند ، بدين طريق اولين هيئت ملكم با موفقيت خاتمه يافت ، ولى راولينسون آن را يك شكست ميداند كه ميگويد « از آن زمان ببعد دولت ايران نگرانى ما را راجع بجادهء هندوستان فهميد » و اين تا