سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
425
تاريخ ايران ( فارسى )
تاجگذارى آغا محمد خان 1210 هجرى ( 1796 ) آغا محمد خان هنوز رسما تاجگذارى ننموده بود ، ولى پس از مراجعت از لشكركشى موفقانهء گرجستان نظر به التماس و درخواستهاى مكرر مردم راضى شده و حاضر گرديد كه مراسم تاجگذارى را به عمل بياورد . او از روى كياست حاضر نشد كه تاج چهار پر نادر شاه را بر سر بگذارد بلكه خود را با يك ديهيم مدور كه بنام « كلاه كيانى » ناميده ميشد اقناع نمود . او همچنين شمشير مخصوص صفويها را در اردبيل بكمر بست . گرفتن خراسان 1210 هجرى ( 1796 ) پس از آنكه بواسطهء تاجگذارى بر حيثيت و مقام آغا محمد خان افزوده شد مصمم گرديد كه خراسان را مطيع سازد . او از راه استراباد كه آنجا را با بناهاى زيادى كه هنوز باقى است زيبا و قشنگ كرده بود حركت نمود و پس از تنبيه و سركوبى تركمنها بسوى مشهد حركت نمود . با هيچ مقاومتى روبرو نشد و رؤساى خردى كه فوقا ذكر شد همگى قبول اطاعت و انقياد نمودند . نادر ميرزا بافغانستان گريخت و والد كور خود را برحم و شفقت دشمن آبا و اجدادى خود واگذارد . منظور و هدف اصلى آغا محمد خان تصرف خراسان و تحكيم آنجا برعليه ازبكها بود . بعلاوه او در جواهرات عالى و گرانبهائى كه در تملك شاهرخ بوده و ميدانست كه آن را از همه پنهان داشته طمع كرده بود . اين مرد بدبخت كه در اين موقع سنش بالغ بر شصت بود قسم خورد كه چنين جواهراتى پيش او نيست ، ولى به قسمهاى او اعتنا نشد و قاجار بىرحم دستور زجر و شكنجه را صادر نمود . او روزبروز بر اثر در دو الم شكنجههاى وارده ذخائر و نقودش را كه رويهم انباشته بود نشان ميداد . وقتىكه دور سر او سريش يا خمير گرفته و سرب گداخته ريختند فقط اينجا شاهرخ محل ياقوت مشهور اورنگزيب را بروز داد . آغا محمد خان كه ديوانهء جواهر بود بواسطهء بدست آوردن اين سنگ گرانبها از خوشحالى نزديك بود ديوانه شود . او فرمان داد كه شكنجه را موقوف سازند ، ولى ديگر دير شده بود و نوادهء نادر شاه بواسطهء اثرات آن به زودى مرد .