سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

385

تاريخ ايران ( فارسى )

كه از افغانها تشكيل يافته بود يك موضع مستحكم دشمن را گرفت . اين موفقيت و نيز شهرت نادر سبب شد كه بعضى از طوايف و قبايلى كه در نواحى غيرقابل مدافعه سكنى كرده بودند تسليم شوند و بعدا اينها را با خانواده‌هايشان بخراسان انتقال دادند . پس از آن نادر داخل زنجيره جبال داغستان گرديد و هشت هزار نفر را براى حفظ خطوط ارتباطى خود گذاشته با قشون عمده‌اش لزگيهاى گريزپا و فرارى را در جنگلهاى كوهستان در ميان انبوه درختان تعقيب نمود . آخر الامر لزگيها موقع را مناسب ديده به ارتش نادر و نيز به نيروهاى مواصلاتى او حمله كرده خسارات و تلفات زيادى وارد كردند ، حتى بسوى خيمهء شاهى دست يافته و جواهرات و زنان چندى را با خود بردند . نادر از اين شكست خشمناك شده و بطور مأيوسانه‌اى جنگيد ، ولى بواسطهء نرسيدن آذوقه و خواربار مجبور شد به دربند عقب‌نشينى نمايد . در آنجا اگر خواربارى كه از حاجى طرخان با كشتى حمل شده بود به او نميرسيد ارتش از هم گسيخته و سربازان از گرسنگى ميمردند . هانوى متذكر مىشود كه اين تجربهء تلخ اهميت و قدر و قيمت يك نيروى دريائى را بر نادر ثابت نمود . دولت روسيه از اين عمليات متوحش شده نيرويى بدانسوى اعزام داشت و لزگيها را تشويق كردند براى تحت الحمايگى روسيه عريضه‌اى « 1 » به آن دولت بدهند ، شاه پس از آنكه حس كرد مغلوب شده و شكست او باعث خواهد شد كه دشمنان زيادى كه تا آنوقت بواسطهء تصور شكست‌ناپذيرى او جرأت عرض اندام نداشتند حال در مقابل او بكين خواهند برخاست با قيافهء عبوس و حالت عصبانى عقب نشست . كور كردن رضا قلى ميرزا نادر بعد از مجالس جشن مشهد براى جنك با لزگيها حركت نموده و از راه استراباد و مازندران عازم شيروان گرديده بود ، هنگامى كه از جنگلهاى ايالت مزبور ميگذشت مورد سوءقصد دو نفر افغانى قرار گرفت .

--> ( 1 ) - هانوى در كتاب چهارم صفحهء 226 خود عريضهء مزبور را بشرح زير ترجمه نموده است : ما مصمم هستيم كه مرز طلائى رداى امپراطورى امپريس يعنى ملكه را محافظت و نگهدارى كنيم و با وجود هرشيطانى كه بخواهد ما را تهديد كند از تصميم خودمان نخواهيم برگشت . ( مؤلف )