سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

376

تاريخ ايران ( فارسى )

شاهنشاه است ما بامپراطور مراحم خود را ارزانى داشتيم و امر نموديم كه چادرهاى شاهى و خانواده و فاميل سلطنتى و شاهزادگان او را حفاظت نموده و از هرگونه تعرضى مصون دارند و ما با او بطريقى كه شايستهء مقامش بود رفتار نموديم » ايرانيان خيلى دوست دارند اينرا نقل كنند كه نادر شاه در ضمن باليدن از زندگانى پرمشقت خود به محمد شاه قسم ياد كرد كه لباسش را از اول شروع به لشكركشى تا آنموقع عوض نكرده است و او براى اثبات اين مطلب قباى خود را گشوده و پيراهنش را كه مندرس و پاره شده بود نشان داد . تسليم دهلى و غنائم آن نادر پس از آن بسوى دهلى راند و در آنجا محمد شاه بطرزى فوق العاده مجلل و باشكوه از او پذيرائى نمود ، اموال و نفائس و نقودى را كه اجدادش اندوخته بودند به او واگذار كرد . در ميان غنائم جنگى تخت طاوس مشهور و معروف بود كه تاورنيه آن را بشرح زير توصيف كرده است « 1 » « اين تخت كه بزرگتر از همه است و در ميان تالار حياط نخستين گذاشته‌اند تقريبا به همان شكل و به همان اندازهء تخت‌خوابهاى سفرى ماست يعنى تقريبا شش پا طول و چهارپا عرض دارد در روى چهارپايهء آن‌كه بسيار كلفت است و بيست تا بيست و پنج شصت دست ارتفاع دارد چهار ميله كار گذاشته‌اند كه تخت روى آنها قرار دارد و روى اين ميله‌ها 12 ستون است كه از سه طرف روپوش تخت روى آن قرار گرفته و طرفى كه روبروى حياط است روپوش ندارد . چه پايه‌ها و چه ميله‌هائى كه بيش از 18 شصت دست عرض دارند همه پوشيده از طلاى ميناكارى است و مقدارى الماس و ياقوت و زمرد در آن نشانده‌اند . در ميان هرميله‌اى ياقوت درشتى ديده مىشود كه در وسط و در اطراف آن چهار زمرد است كه به شكل چليپا درآورده‌اند . بعد از اينطرف و آنطرف در طول ميلها جابجا از همين چليپاها ديده مىشود و طورى آنها را قرار داده‌اند كه در يكى از آنها ياقوت در وسط است و چهار زمرد در چهار طرف آن جا دارد و در ديگرى

--> ( 1 ) - من شرح مزبور را نظر باهميت آن براى ما ايرانيان ، از خود كتاب تاورنيه كه مشروح‌تر و مفصل‌تر است گرفته‌ام . ( مترجم )