سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
358
تاريخ ايران ( فارسى )
سودمند اتفاق افتاده باشد . تصرف كلات و نيشابور بدست نادر پس از آنكه بخت بدين ترتيب از نادر روى گردانيد وى هم مانند نسخهء اصلى بزرگ خود يعقوب بن ليث بدزدى و راهزنى پرداخت . قدرت و موفقيت نادر سبب شد كه در اندك مدتى افراد زيادى بدور او جمع شوند و او هم در طى دورهء هرج و مرجى كه پس از تسليم اصفهان پيش آمده بود نيروى زيادى جمعآورى كرده و مشغول گرفتن باج و خراج در خطهء خراسان گرديد . او همچنين كلات « 1 » را كه مقدر شده بود به « كلات نادرى » موسوم شود تصرف نمود و وقتىكه او خود را در اين دژ نفوذناپذير مستقر ساخت موقعيت او با ديگر رؤساى دستجات راهزن فرق كلى پيدا كرد و نفوذش در اطراف بفاصلهء زيادى بسط يافت . اما نادر راضى نبود كه فقط يكنفر راهزن باقى ماند . بنابرين پس از آنكه خود را در كلات مستقر ساخت تصميم گرفت به نيشابور كه در آنوقت در تصرف نيروهاى ملك محمود بود حمله كند . نادر اول وهله دستهاى را كه خواربار و عليق حمل ميكرده و بعدهء ششصد نفر بودند تارومار كرده و بعدا پادگان اصلى شهر را بدام انداخته در كمينگاهى آنها را نابود ساخت . نيشابور دروازههاى خود را به روى او باز كرد و نادر شهر را بنام شاه طهماسب كه بعدا وارد خدمت او گرديد اشغال كرد . رؤياهاى او در اينموقع رئيس افشار تقريبا بآرزوهاى خود رسيده بود ، شبى در خواب ديد كه ماهى كه چهارشاخ داشته گرفته است و اين ماهى چهارشاخ دلالت بر چهار سلطنت مىكند . علاوه بر آن بخواب ديد كه حضرت على ( ع ) يك شمشير بكمر او بسته و ويرا براى نجات ايران روانه مىكند و به او وعدهء تخت ايران را مىدهد . تصرف مشهد و قتل محمود تصرف مشهد يك خدمت بزرگى بود كه نادر نسبت بخانوادهء صفوى انجام داد . در اين صحنه نبردهاى زيادى بوقوع پيوست كه
--> ( 1 ) - سيد على خان كه از منابع محلى ماست ميگفت كه حكايتى كه طبق آن كلات در تصرف عم نادر بود كاملا بىاساس است و من هم نظريات او را در اين باب اختيار نمودهام . ( مؤلف )