سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

344

تاريخ ايران ( فارسى )

واقعا ذكر اين مطلب تعجب‌آور است كه حتى بعد از تصرف اصفهان هم عدهء سربازانيكه از قندهار بايران فرستاده شده كم بوده است ، و در يك چنين موقعى نادر قلى كه مقدر شده بود شهرت ابدى خود را در اينكه آخرين فاتح بزرگ آسيائى باشد بدست بياورد به طهماسب كه دربار خود را در اين موقع در فرح‌آباد مازندران تشكيل داده بود پيوست . فتح خراسان بدست نادر نادر شاه جوان را وادار كرد كه اول بسوى خراسان كه شهرهاى مشهد و هرات به ترتيب در دست ملك محمود و افغانهاى ابدالى بود حركت نمايد . در موقع اين حركت نادر رقيب خود فتحعلى خان پدر « 1 » بزرگ مؤسس سلسلهء قاجار را بقتل رسانيد و من مقبرهء او را در نزديكى مشهد ديدن كرده‌ام . ظاهرا اين عمل نادر مورد تصويب شاه قرار گرفت ، چه او را فورا بفرماندهى كل قواى خود تعيين نمود ، در اين لشگركشى فتح و پيروزى به ارتش صفويه برگشت و مشهد و هرات هردو بطوريكه در فصل آتيه ذكر خواهد شد به تصرف درآمدند ، بعلاوه از جمله تشريفات و احتراماتى كه دربارهء نادر به عمل آمد يكى لقب طهماسب قلى خان بود كه به او اعطاء گرديد . قلى بمعنى غلام است . شكست افغانها در مشهد دوست 1141 هجرى ( 1729 ) در اين اثنا اشرف به تهيهء نيرو پرداخته و كاملا به اين نكته متوجه بود كه بايد خود را باتمام قوا براى يك نبرد قطعى آماده گرداند ، اما به علت گرفتارىهاى داخلى و ديگر لزوم گذاشتن پادگان در مراكز مهم فقط سى هزار نفر نيرو براى ميدان جنگ حاضر ساخت ، نيمى از اين نيرو از افغانيها تشكيل مييافت و روحيهء جنگجويان او بايستى بر اثر پيروزى مشعشعى كه بر ترك‌ها حاصل نموده بود خيلى عالى بوده باشد . نادر عاقلانه شاه را ترغيب نمود كه نيروى افغان را مجبور كند كه از اصفهان خارج شوند و پيش‌آمد وقايع بعدى ، هوش و ذكاوت او را ثابت نمود ، اشرف ديد كه ارتش ايرانيان روزبروز بر عده‌اش افزوده مىشود و بدين جهت مصمم گشت قبل از آنكه

--> ( 1 ) - « يادداشت‌هاى تاريخى راجع به خراسان » ژرنال انجمن آسيائى همايونى اكتبر سال 1910 ( مؤلف )