سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

343

تاريخ ايران ( فارسى )

صفات نظامى قابل ملاحظه‌اى بود يك نيروى اعزامى دو هزار نفرى ترك را محاصره نمود و همه را نابود ساخت و اين موفقيت در روحيهء تركان تأثيرى بسزا بخشيد و بعلاوه احمد پاشا سردار ترك را مجبور ساخت كه متوقف شده و اطرافش را سنگربندى كند . اشرف بعدا براى اينكه بين دشمن تفرقه ايجاد كند چهار نفر از ملايان محترم را نزد احمد پاشا روانه داشت كه از وى سؤال كنند چرا با مسلمانانى كه احكام و تعاليم حقهء همان ديانت را در برانداختن دولت شيعهء رافضى پيروى ميكنند بجنگ برخاسته است . در جواب اين سؤال خام و ناهنجار احمد پاشا گفت كه وى اطاعت از امر خليفه مينمايد كه به او يعنى خليفه بايد اشرف زير رنج احساس تفوق و برترى او تسليم شده و قبول اطاعت نمايد . تركان بقدرى از مأموريت اين ملايان عصبانى و برآشفته شدند كه عدهء زيادى از آنها با سربازان كرد ارتش را ترك نمودند . احمد پاشا كه اكنون شصت هزار نفر مرد جنگى و هفتاد توپ در اختيار داشت تصميم گرفت بدون تأخير بيشترى وارد يك نبرد قطعى شود . افغانها كه از حيث عده ثلث آنها بودند و فقط چهل توپ زنبورى كوچك در اختيار داشتند مردانه جنگيده و پس از آنكه دوازده هزار نفر ترك را در ميدان كشتند فاتح درآمدند . اشرف فاتح با يك سياست پخته و عاقلانه‌اى اجازهء تعقيب دشمن را نداد و حتى اسراى آنها را آزاد ساخته و اموال شخصى مقتولين را پس داد . اين اعتدال و ميانه‌روى ماهرانه باعث توليد احساسات شديدى بنفع او شد ، و در نتيجه در 1140 هجرى ( 1727 ) معاهده‌اى به امضاء رسيد كه بموجب آن اشرف مقام خلافت سلطان را اعتراف نموده و در عوض سلطان هم او را بپادشاهى ايران شناخت . ايالاتى كه عثمانى آنها را در تصرف داشت بسلطان واگذار شده و بعبارت ديگر ايران تجزيه گرديد . تعيين سرزمين دولت عثمانى و روسيه بعدا بوسيلهء دو دولت انجام گرفت . ملحق شدن نادر قلى بشاه طهماسب 1129 ه ( 1727 ) پادشاه افغانى همين كه خيالش از ناحيهء ترك‌ها راحت شد با يك خطر جديدترى مواجه گرديد ، يكى از منابع ضعف فوق العاده او شكستش در بدست آوردن شهر قندهار بود . اين امر سيل سربازان جديد افغان را اگر جلوگيرى نكرده باشد لااقل آن را ضعيف و كم كرده است .