سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

327

تاريخ ايران ( فارسى )

شاه فرستاد تا براى آزاد نمودن زندانيان ترتيبى بدهد . شاه اين مسئله را قبول نمود ولى قاصد شاه وقتىكه به قصبه بن اصفهان رسيد ديد كه افغانهاى اسير همگى بقتل رسيده‌اند . محمود بدينطريق تمام زندانيان خود را بقتل رسانيده و با حالت وحشت و هراس به فرح‌آباد عقب نشست . اهالى اين قصبه يا بر اثر بىكفايتى و يا در نتيجهء خيانت نتوانستند در حملهء بعدى خود بر افغانهاى مأيوس موفقيت حاصل كنند . علاوه بر آن از دست رفتن سومين قافلهء خواربار تمام اميدهاى ساكنين اصفهان را نقش‌برآب نمود و يك ضربهء بزرگ ديگرى باز در اينموقع بر ايران وارد شد . توضيح اينكه امير گرجستان به لحاظ اينكه نگذاشتند كه اولزگىها را تنبيه كند عصبانى شده بود قسم خورد كه ديگر براى خاطر ايرانيان شمشير نكشد . مأموريت غير موفقانهء طهماسب ميرزا طهماسب ميرزا سومين فرزند شاه را در اين موقع از اندرون بيرون آوردند و اعلام وليعهدى او به عمل آمد . وى با يك عده ملتزمين ششصد نفرى از پايتخت خارج شده بسوى قزوين حركت نمود و در آنجا براى جمع‌آورى يك ارتش بكوشش پرداخت ، ولى حتى شاهسون‌ها قسمهائى كه خورده بودند نقض كردند و در نتيجه مأموريت او كه توأم با جديت كمى بود بشكست قطعى مواجه گرديد . مرگ خواجهء سفيد قحطى در اينموقع حيات مردم شهر را سخت قبضه كرده بود . عدهء بسيارى از مردم جلوى اندرون شاه جمع شده و اصرار مينمودند كه شاه آنها را براى نبرد با دشمن رهبرى كند . احمد آغا خواجهء قهرمان غضب و خشم جمعيت را متوجه افغانها نموده و با كمك آنها با چنان فشارى بدشمن حمله برد كه بعضى از مواضع مهم را به تصرف درآورد . لازم بگفتار نيست كه كسى از او پشتيبانى ننمود و حتى وقتىكه اين اقدام را بعرض شاه بىحميت و ترسو رسانيد او را متهم نمودند كه او فضولى كرده و بكارهائى كه به او مربوط نيست مداخله نموده است . اين نوكر باوفا درحالىكه قلبش شكسته بود بشاه گفت كه فريب يك سردار خائن را خورده بود و پس از آن به خانه مراجعت كرده خود را مسموم نمود .