سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
328
تاريخ ايران ( فارسى )
ملك محمود سيستانى در بين حوادث موفقانهء اين دوره يكى حادثهء ملك محمود مىباشد كه از نوادگان خانوادهء كيانى سيستانى بود . ملك محمود از ايالت بومى خود بيرون رانده شد و او هم نيروئى در ناحيهء تون فراهم كرد . فرماندار افشار مشهد در آنجا با سپاه زيادى به او حمله كرد . رئيس كيانى با عدهء كمى از ملازمان خود بدشمن حمله برد و سردار ايرانى را بقتل رسانيد و نيروهاى او را ريشهكن كرد . پس از اين موفقيت ملك محمود حكمران مستقل ناحيهء تون گرديد . زمانيكه افغانها سرگرم محاصرهء اصفهان بودند ملك محمود قوائى بعدد ده هزار نفر فراهم آورده و بسوى گلناباد حركت كرد . اينجا روح اميد ايرانيان بار ديگر قوت گرفت ، ولى وقتىكه رئيس كيانى وعدهائى از خراسان و سيستان و نيز تحف و هدايائى گرانبها رشوت گرفت از اصفهان رو برگردانيد و تمام اميدهاى مردم مجددا نقشى بر آب شد و ملك محمود كشور خود را درحالىكه نهايت درجه چشم بكمك او دوخته بود ترك گفته و براى تصاحب ولايت خودش حركت نمود . تسليم اصفهان 1135 هجرى ( 1722 ) شاه كوشيد كه مهاجم را با قبول شرائطى را كه افغانها در ابتدا پيشنهاد كرده بودند راضى كند ولى محمود متذكر شد كه اوضاع كاملا بنفع او تغيير نموده است و بالاخره آن را رد كرد . هنگاميكه اين مذاكرات در جريان بود ملك محمود در آن صحنه نمودار گرديد ، ولى وقتىكه او ايران را ترك نمود خاتمهء كار ايران آغاز شد . اصفهان در اين موقع به طرز وحشتناكى از قحطى در رنج و زحمت بود . گوشت انسانى خورده ميشد و شهر پر از اجساد مردگانى بود كه دفن نشده بودند . آخر الامر شاه تصميم به تسليم گرفت و در حالى كه ملبس به لباس عزا شده بود اتباعش را از قصد خود مبنى بر استعفا و كنارهگيرى از سلطنت آگاه ساخت و در روز بعد قرارداد تسليم را امضاء نمود و مطابق شرائط آن استعفا داده و تاج سلطنت را بفاتح واگذاشت . شاه سلطان حسين بسوى فرحآباد حركت نمود و افغانى نااصل و بىفتوت او را مدتى در انتظار نگاهداشت ، ولى بالاخره ويرا بار داد . شاه سلطان حسين بمحض اينكه