سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
313
تاريخ ايران ( فارسى )
چهارآيماك در قلب كشور سكنى دارند و در ولايت هرات از تاجيكهاى آريائى ساكن بوده و بالاخره در مشرق كابل ، درواخان ، روشن و علاوه بر اينها در كافرستان مجموعهاى از مردمان و اقوام جالب توجه شامل قبايل و طوايف آريائىهاى قديم و طوايف پراكنده و راندهء ديگرى بسر مىبرند كه به درههاى كوههاى غيرقابل دسترس پناه آوردهاند . نفوس افغان كه شايد بالغ بر پنج ميليون نفر باشد به دو طبقهء متساوى افغانى و غير افغانى تقسيم ميشوند . خود افغانىها عقيده دارند كه آنها از نسل خانوادهء سلطنتى يهودا هستند كه به اين كوههاى دوردست تبعيد شدهاند ، ولى آنهائى كه در اين موضوع اطلاعات وسيعى دارند اين نظريه را قبول نمينمايند و ما اين نظريه را پسند ميكنيم كه عناصر خارجى در آنها غلبه داشته و ديگر آنكه افغانها نسلا آريائى هستند و بدين وسيله هندوستان را به مشرق و ايران را به مغرب اتصال دادند . افغانها و نيز ازبكها هردو سنى بوده در صورتى كه عناصر ايرانى و هزارهاىها شيعه ميباشند ، بعلاوه پشتو زبان مخصوص يك طايفه است كه به آن تكلم ميكنند و الا زبان تحريرى و ادبيات فارسى است و تمام افغانهاى مهم به آن تكلم مينمايند . ولايت قندهار اكنون توجه خود را به طرف ولايت قندهار معطوف داشته و در اطراف آن سخن ميرانيم - همايون با كمك قشون ايران در سال 952 هجرى ( 1545 ) قندهار را تصرف كرد و براى قدردانى از خدماتى كه شاه طهماسب به او نموده بود وى اين ولايت را بحامى خود واگذار نمود ، ولى بعدا هديهء خود را پس گرفت . همانطوريكه در فصل سابق ذكر نموديم چندى پس از اين واقعه شاه عباس اين ولايت را به خاك ايران ضميمه نمود ، اما بعد از مرگش بلافاصله بواسطهء نقض عهد حاكم ايرانى ازبكها آنجا را تصرف نمودند . شاه جهان در سال 1021 هجرى ( 1634 ) ازبكها را از اين ولايت بيرون كرد و باز شاه عباس دوم آنجا را در سال 1037 هجرى ( 1650 ) به تصرف درآورد . سلاطين مغولى هندوستان مكررا اين ناحيه را كه در حقيقت كانون نفاق و اختلاف شده بود محاصره نمودند . حتى يك بار اورنگزيب خود شخصا ادارهء امور جنگى را در دست گرفته وارد معركهء كارزار گرديد ، اما قدرت و نيروى طبيعى