سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
312
تاريخ ايران ( فارسى )
شبهجزيرهاى كه به طرف جنوب امتداد مييابد واقع شده و هردو بواسطهء سلسلهء جبال مرتفعى كه تا اقصاى مشرق و مغرب امتداد دارد از ممالك مركزى واقعهء در شمال كشورشان جدا و مجزا شدهاند . همانطور كه جغرافىدانها نشان ميدهند شباهت طبيعى باعث پيدايش شباهت سياسى ميگردد . سكنهء آن كشور افغانستان به علت داشتن خصوصيات طبيعى خود پناهگاه قبايل بومى بوده كه از دشتهاى حاصلخيز رانده شده بودند ، علاوه بر اين چون اين كشور در شمال غربى دروازههاى هندوستان واقع شده عموما از حملهء اسكندر كبير باينطرف در طى قرون متمادى صداى پاى لشكريان را شنيده است تا آنكه « دور زدن از دماغهء اميدوارى » براى ملل غربى راه ديگرى از دريا براى هجوم بهندوستان افتتاح نمود . جمعيت عمدهء اين سرزمين جالبتوجه راپتان يعنى تكلمكنندگان به پشتو « 1 » مينامند كه در مرزهاى هندوستان و در مغرب افغان يا اوغان « 2 » كه مأخذ اشتقاق اين نام درست معلوم نيست بسر مىبرند . لانكورثديمز نشان ميدهد كه پتان نام اصلى و واقعى است و نام افغان اولين بار بوسيلهء خارجيان استعمال شد و به نظر ميرسد كه ريشهء ادبى داشته باشد . امروزه طبقات عاليه افغانستان همين نام را انتخاب نمودهاند . دو طايفهء بزرگ آنجا عبارتند از دورانى كه امروزه حكومت دارند و ديگرى غلجائيان يا صحيحتر بگوئيم غيلزائيان ( و بگفتهء بلو « 3 » قلجى ) و ماذيلا از هر دوى آنها ذكر خواهيم كرد . بطور كلى ميتوان گفت كه اين قبايل به ترتيب در نواحى شرقى و جنوبى افغانستان ساكن شدهاند . سكنهء شمال هندوكش در اصل ازبك ميباشند . هزارهء مغول ، قايمانى و
--> ( 1 ) - پشتو يا پختو نام زبان است . مردم آنجا را مفردا پشتون يا پختون مينامند . جمع آن پشتانا يا پختاناست و شايد آن ريشهء پتان باشد . ( مؤلف ) ( 2 ) - Aoghan ( 3 ) - Bellew