سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

305

تاريخ ايران ( فارسى )

دائم را منافى مقام و مانع بزرگ پيشرفت كارها دانسته اما همانطور كه انتظار ميرفت شاه جوان وقتىكه اكثريتى بدست آورد خود را آلوده بشرارتها و هوسرانيهاى آنزمان نمود و حتى تمام مسافرين اروپائى بدون فرق و امتياز دعوت ميشدند كه در مجالس عيش و عشرت او شركت كنند . گذشته از اين كشور ايران ظاهرا خوشحال و كامياب بود و قندهار هم توسط آرتشى كه شاه خود قائد آن بود پس گرفته شد . در مدت سلطنت او فن معمارى توسعه يافت و ساختمان « صحن كهنه » در مشهد كه ايوان و رواق آن نمونهء زيبائى از معمارى صفوى است توأم با صنعت كاشىكارى در اثر همت او مىباشد « 1 » و ما اين قسمت را به او مديونيم . پناهندگان ازبك در زمان شاه عباس ثانى يك شاهزادهء ازبكى بشاه پناهنده شد و با او باحترام و سخاوت و جوانمردى فوق العاده‌اى رفتار نمودند . بعدا نظر محمد سلطان ازبك خود را در دامان مهمان‌نوازى ايرانيان انداخت و با او هم با همان ملاطفت و مهربانى و بىغرضى رفتار شد ، حتى يك ارتش در اختيار او گذارده شد تا بتواند حقوق خويشتن را استرداد نمايد . در حقيقت بين سلاطين صفوى يك روح فتوت و جوانمردى غريبى موجود بود و بهترين طريق نمايش آن را در اين ميدانستند كه از پناهندگان و مسافرين خارجى به بهترين طرزى پذيرائى كنند . اولين سفارت روسيه باران 1664 ميلادى فهم اين مطلب مشكل است كه كشور روسيه كه در اين موقع مرزهايش در مغرب از آرارات گرفته و در مشرق تا كلات نادرى و سرخس با ايران مشترك بود تا در حدود دو قرن و نيم پيش روابط و مناسباتى عملا با ايران نداشته است . اعزام اولين سفير روسيه بايران كه در تاريخ ثبت شده از طرف امپراطور الكسيس « 2 » كه غالبا گراندوك مسكوى خوانده مىشود بوده است .

--> ( 1 ) - رجوع به « به يادداشت‌هاى تاريخى نگارنده راجع به خراسان » در ژرنال انجمن آسيائى همايونى ، شمارهء اكتوبر 1910 . صفحهء 1133 ( مؤلف ) ( 2 ) - ( Alexis ) وى پدر پطر كبير است و جاى تعجب است كه در همين سال سفرائى از جانب چارلز دوم پادشاه انگلستان بنزد خود پذيرفت . ( مؤلف )