سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
263
تاريخ ايران ( فارسى )
رب كه دامنهء تسلط آنها شامل مسقط و ديگر متعلقات آن بود بطور حيرتآورى پيشرفت نمود . پدروتكسيرا « 1 » كه اين جزيره را در سال 1587 سياحت كرده توصيف جالب توجهى راجع به آنجا دارد كه ذكر آن شايسته است . « جزيرهء جرون زائيدهء يك آتشفشان قديمى است و به همين سبب سطح آن بقدرى ناهموار و پست و بلند است كه يك سياح از داخلهء آن دچار تعجب و حيرت مىشود . در آنجا يك سلسله تپههاى مرتفع وجود دارد كه از مشرق به مغرب كشيده شده و از هردو طرف به دريا منتهى ميگردد . از پاى اين تپهها تا دماغهء شمالى كه شهر مستحكم در آنجا قرار دارد يك دشت نسبتا مسطحى وجود دارد ، اما در پشت اين سلسله كوههاى بلند جز يك رشته كوههاى پست ، تپههاى مجزا و يك بيابان ناهموار چيز ديگرى وجود ندارد . تكسيرا باز ذكر مىكند كه در جزيره آب آشاميدنى تازه پيدا نميشد و آب آنجا منحصر به آب بارانى بود كه در آبانبارها جمع ميشد . به نظر ميآيد كه ترقى و پيشرفت شهرى با اين موانع و مشكلات بايد خيلى خارق العاده باشد . ولى اين شهادت در اين موقع نيز بىغرضانه مىباشد . براى مثال باز ذكر ميكنيم كه در سال 1442 ميلادى عبد الرزاق كه توصيف و تشريح او از اين دريا در فصل دوم ذكر شده ميگويد كه هرمز « بندرى است واقع در وسط دريا كه در تمام روى زمين نظير ندارد » در سال 1504 لودويكودى و ارتما كه انجمن هكليوت جريان مسافرتهاى او را انتشار داده به آن بندر اشاره كرده و ميگويد « شهر عالى كه بىنهايت زيباست » اما خود ايرانيان در توصيف آنجا ضرب المثلى بدين مضمون دارند « اگر دنيا انگشترى بود هرمز نگين آن ميشد » اولين لشگركشى پرتغاليها برضد هرمز 1507 در ميان درياسالاران پرتغالىها از همه معروفتر آلفونسود ، « 2 » آلبوكرك « 3 » بود كه در سال 1507 با هفت فروند كشتى براى
--> ( 1 ) - « سفرهاى پدرو تكسيرا » ( Pedro Teixeira ) صفحهء 164 . بهمت سينكلر و فروسن جمعآورى شده و بتوسط انجمن هكليوت بطبع رسيده است . ترجمهء تاريخ پادشاهان هرمز و نيز تاريخ مير خواند را كه در فصل شصت و دوم ذكر آن رفت ما مرهون اين مسافر ميباشيم . ( مؤلف ) ( 2 ) - Alfonso D'Albuquerque ( 3 ) - « يادداشتهاى الفونسودالبوكرك » بهمت بيرچ براى انجمن هكليوت جمعآورى و چاپ شده است . ( مؤلف )