سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
264
تاريخ ايران ( فارسى )
حملهء هرمز از سقوطره حركت نمود . وى از سواحل عربستان عبور كرده بنادر آنجا را كه مسقط هم جزو آنان بود خراب ساخت . بىرحمى و قساوت او با مقايسه بعقايد و افكار امروزى نفرتانگيز مىباشد ، چه او براى ايجاد وحشت و ترس اسرارا چه زن و چه مرد مثله ميكرد . از هركجا كه او عبور نمود با موفقيت مواجه شد و پس از عبور از موسندام كه در تفسير نامهها دماغهء ماسيند ذكر شده با پرچمهاى افراشته و توپخانهء آماده به هرمز رسيد . آنها از دو نقطه به طرف ساحل روانه شدند . وقتى ناخدايان د ، البوكرك كشتىهاى زيادى را كه بوسيلهء نيروى قوى كه در ساحل اقامت داشت پشتيبانى ميشد ديدند مأيوس شدند ، ولى آلبوكرك دلاورانه به آن كشتىها حمله نمود . ملوانان ترسوى آن كشتىها فرار كرده و كشتىها بدست پرتغاليها افتاد . پس از اين موفقيت و پيروزى آسان اين شخص بسوى ساحل رفته و نيروى كوچك خود را پياده نمود ، در نتيجه امير آنجا كه كودكى دوازده ساله بود تسليم شد و با پرداخت خراجى ساليانه به مبلغ پنجهزار ليره موافقت نمود . خراج خواستن ايرانيان چند روز پس از امضاى قرارداد امير هرمز به آلبوكرك خبر داد كه نمايندهء شاه اسمعيل بساحل مقابل جزيرهء هرمز رسيده و مطالبهء پرداخت خراج معموله را نموده است . آلبوكرك جواب داد كه فرستادهء مزبور ميتواند بشاه اسمعيل بگويد كه خطهء هرمز بپادشاه پرتغال تعلق دارد ، چه نيروى دريائى و سربازان او آنجا را گرفتهاند و امير البته بايد بداند كه اگر بنا باشد خراجى بهر پادشاهى غير از د . مانوئل پادشاه او پرداخته شود وى امارت آن ناحيه را گرفته و به كسى خواهد داد كه از شاه اسمعيل هراسى نداشته باشد . بعدا او گلولهء توپ ، توپ و تفنگ فتيلهاى و خمپاره را از كشتىهاى خود آورده و گفت كه بشاه بگوئيد كه او تمام اين چيزها را ميتواند نزد كاپيتان شاه اسمعيل بفرستد چه او يگانه نوع پولى است كه پادشاه پرتغال دستور پرداخت خراج آن قلمرو را بوسيلهء آن به ناخدايان خود داده و اكنون قلمرو مزبور تحت تسلط و فرمان او مىباشد « 1 » بدينسان با سلطنت
--> ( 1 ) - « يادداشتهاى آلبوكرك » جلد اول ، صفحهء 145 ( مؤلف )