سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
257
تاريخ ايران ( فارسى )
افتخاراتش ميشمارند . حتى در سرزمين گل و لاى گيلان و مازندران جادهء سنگفرش او يك شاهراهى است كه ايالت خزر را از شرق به غرب متصل مىكند و هنوز مورد استفاده - است . هرچند كه آنچه من در نزديكى استرآباد ( گرگان ) ديدهام محتاج به تعمير مىباشد . برجستهترين و مهمترين عمليات ادارهء او تبديل اصفهان به پايتخت مىباشد ، در آنجا يعنى در مركز امپراطورى ايران بر روى تقريبا تنها رودخانهء فلات ايران شهرى با شكوه بنيان نهاد . در آنجا خيابانهاى دوطرفهء زيبا به طرز شرقى با پلهاى مجلل بنا نمود و نيز ابنيه و عمارات عالى كه هنوز مورد استفادهء ما قرار مىگيرند بنا كرد . بايد ممنون اين سياحان بود كه بيشتر آنها كتبى نوشته و جلال و عظمت سلسلهء صفوى را بيش از هر دورهاى در تاريخ ايران تشريح نمودهاند . لردكرزن ميگويد « پيترو دولاوال ، « 1 » هربرت ، « 2 » الئاريوس ، « 3 » تاورنيه ، « 4 » شاردن ، « 5 » سانسون ، « 6 » دوليه دسلاند ، « 7 » كمپفر ، « 8 » و لوبرون ، « 9 » به ترتيب هريك مداقه و تحقيقى در اين كشور نموده و بادبيات كشورهاى خود ايتاليا ، بريتانياى كبير ، آلمان ، فرانسه و هلند افزودهاند » « 10 » شاه بزرگ مضرات تعصب خشك و سياست كنارهگيرى را درك نمود ، بنابرين اروپائيان را استخدام نمود و براى تقويت نمودن كشور خويش از صنايع آنها كمك گرفت . وسعت نظرش از رفتار او نسبت به ارامنه ظاهر مىشود . بعوض اينكه با اين اسراى مسيحى بطور اسير و برده رفتار كند پنج هزار خانوار آنها را باتمام مايملكشان از جلفاى ارس به جلفاى جديد نزديك اصفهان كوچ داد . ارامنه در آنجا بسرعت جايگزين شده و پس از ترقى وسيلهاى براى افتتاح باب تجارت با ممالك خارجه شدند . بقدرى اين مركز مسيحيان ترقى نمود كه حتى در اين اواخر تمام اروپائيان چه هيئتهاى مبلغين و چه بازرگانان كه در اصفهان كار داشتند در اين قصبهء ارامنه سكنى ميكردند . يك كوشش
--> ( 1 ) - Pietro della Valle . ( 2 ) - Herbert ( 3 ) - Olearius ( 4 ) - Tavernier ( 5 ) - Chardin ( 6 ) - Sanson ( 7 ) - Daulier Deslandes . ( 8 ) - Kaempfer ( 9 ) - Le Brun ( 10 ) - مراجعه شود به جلد دوم ص 22 ( مؤلف )