سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
234
تاريخ ايران ( فارسى )
مرزى تا چندين سال دوام داشته است . در اردوكشى مهم بعدى در 1516 سليم قشون نيرومندش را برعليه مصر سوق داده و آنجا را تبديل بيك ايالت تركى نمود و خليفهء بازيچه را ناگزير ساخت كه از امتيازات و اختيارات روحانى خود دستبردار شده و همه را با بيرق و رداى پيغمبر « 1 » بفاتح تسليم دارد و بعبارت ديگر خاندان عثمانى بر مسند خلافت و بجاى خليفه قرار گرفتند و اين كار سلطان اگر بالاتر و مهمتر از فتح مصر نباشد لااقل در همان رديف خواهد بود ، چنان كه امروز خاندان عثمانى از طرف تمام مسلمانان سنى روى زمين رئيس روحانى اسلام شناخته مىشود « 2 » ولى البته فرقهء شيعه در اين امر مستثنى است . مرگ شاه اسمعيل و خصال او شاه اسمعيل به لحاظ اينكه ايران را بار ديگر استقلال بخشيده و يك دولت و ملت مستقل جداگانهاى تأسيس نمود و نيز اصول و عقائد شيعه را مذهب ملى قرار داد مورد محبت ايرانيان مىباشد و در حياتش هم از نظر مرشدى و سمت ارشادى كه داشت ويرا ستايش ميكردند . رعايايش روى تعصب و كمال عقيدت و اخلاص براى او جنگيده و بسا اتفاق ميافتاد كه از پوشيدن اسلحه در ميدان جنگ ابا و امتناع مينمودند . انجيلتو « 3 » شرحيكه در خصايص و صفات او نوشته بشرح زير است : خوبصورت و خوش مشرب و مطبوع بود ، اندام متناسب و قامت موزون داشت ، نسبة تنومند بود ، شانههاى پهن داشت . موى سر سرخفام بود . او تنها سبيل ميگذاشته است . بجاى دست راست از دست چپ كار ميگرفت ، مانند يك خروس جنگى شجاع بود و از هركدام از لردهاى خود قوىتر و محكمتر بوده است » در 1524 ميلادى در اردبيل از اين جهان درگذشت و در مرگش تمامى كشور غرق در سوگوارى بود و رعايايش ماتمزده و سوگوار بودند . طهماسب 930 - 984 ه . ( 1524 - 1576 ) طهماسب فرزند ارشد شاه اسمعيل در سن ده سالگى در 930 ه ( 1924 ) بر تخت نشست و معلوم است كه تحت استيلاى رؤساى عشائر
--> ( 1 ) - اين موضوع در مقالهء مقدماتى جلد حاضر ذكر شده است . ( مؤلف ) ( 2 ) - بايد دانست كه در 1924 ميلادى خلافت به كلى ملغى گرديد . ( مترجم ) ( 3 ) - مسافرتهاى و نيزىها در ايران صفحهء 111 ( مؤلف )