سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
235
تاريخ ايران ( فارسى )
قزلباش بوده است كه هركدام بر سر تفوق و اقتدار برعليه ديگرى مشغول آنتريك و دسيسه بودهاند . اولين جنگ او برعليه ازبكها بود كه آنها را سردارش در ميدانى قريب تربت شيخ جام كه آن را در يكى از سفرهايم به من نشان دادند مغلوب ساخت و بعد بر اثر بروز يك آشوب و طغيان ، شاه به بغداد خوانده شد كه در آنجا يكى از رؤساى ايل كلهر كه تا بامروز در نزديكى كرمانشاه باقى هستند حكومت را تصاحب كرده بود . او ياغى نامبرده را گرفته بقتل رسانيد و معهذا باز ازبكها بايران حمله آورده و هرات را مدت هيجده ماه در محاصره داشتند تا آنكه طهماسب رسيده و به رسيدن او ازبكان محاصره را برداشته و عقب نشستند . سليمان كبير يا محتشم و حملهء او بايران در ظرف مدت طولانى سلطنت سليمان دولت عثمانى تهديد خطرناكى بوده است . اين خليفه كه از مرگ شاه اسمعيل و جلوس پسرش آگاهى يافت نامهاى مشتمل بر تهديد و نيز همه نوع توهين و بىاحترامى بوى نوشت . پادشاه ايران عهد كرد كه جواب آن را ندهد ولى سفرائى بنزد پادشاه هنگرى و نيز امپراطور شارل هفتم فرستاد و پيشنهاداتى براى عقد قرارداد تهاجمى و تدافعى به آنها نمود . حسن اتفاق براى ايران ، كه دورى مسافت و فقر و بىچيزى و بالاخره قلت منابع ثروت آن نسبت بممالك معتبر و قشنگ هنگرى و اطريش آن را چندان مورد توجه يا طعمه و شكار مرغوب قرار نداد و بالاخره از آن صرفنظر شد . باوجوداين در 940 ( 1534 ) قشون ترك به آن كشور حملهور شد و بعد از فتح بين النهرين تبريز را گرفت . سليمان بواسطهء اين فتح و پيروزى و نيز از تسليم و اظهار اطاعت پادشاهان شيروان و گيلان تشجيع شده و يا به خيال پيشى گرفتن بر كارهاى پدرش تا سلطانيه جلو رفت . او سپس با از دست دادن قسمتى از توپخانهء خويش از زنجيره جبال زاگروس گذشته بغداد را به تصرف درآورد . چهار سال بعد از اين دوباره او بايران حمله كرده و تبريز را گرفت و در آخر قلعهء غير قابل سقوط و ان را تسخير كرد . طهماسب « صوفى باخترى » كه رويهء تدافعى او در اشعار ميلتون ( كه آن عنوان فصل حاضر قرار گرفته ) يادآورى شده است مهاجمين را هنگام عقبنشينى تعقيب نموده و هرچند ايرانيان بواسطهء حيلهء