سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

227

تاريخ ايران ( فارسى )

پس از خواجه على جنيد جاى او را گرفت . جنيد چندان مريد داشت كه جهانشاه قره‌قويونلو از نفوذ او وحشت كرد و او را تبعيد نمود . جنيد بديار بكر نزد اوزن حسن رفت ، اوزن حسن از او بگرمى پذيرائى نموده و يكى از خواهرانش را بزوجيت وى درآورد . جنيد مدتى در شيروان بسر مىبرد تا آنكه در همانجا در يكى از منازعات داخلى كشته شد . حيدر فرزند جنيد خوى جنگجوئى را از آق‌قويونلو به ارث برده بود . اوزن حسن دائى حيدر دختر خود مارتا را ( كه از زن يونانى داشت ) بزوجيت او درآورد . حيدر از او سه پسر داشت ، سلطانعلى ، ابراهيم ميرزا و شاه اسمعيل . همين شخص اخير بود كه مؤسس سلسلهء صفوى گرديد ، كه از يك طرف يعنى از طرف مادر بطوريكه گفته شد يونانى بوده است . حيدر عاقبت كشته « 1 » شد و پسران او در استخر محبوس گرديدند . پسران حيدر پس از چندى از زندان رهائى يافتند . سلطان على كشته شد و ابراهيم ميرزا نيز بعد از چندى در گيلان درگذشت . و بنابرين اسمعيل تنها فرزندى است كه از پدر باقى ماند . شاه اسمعيل اول مؤسس سلسلهء صفوى ( 905 - 930 ه 1452 - 1499 ) مركز اصلى نفوذ و تبليغات موفق‌آميز خاندان صفوى گيلان بود . اسمعيل بدوا در گيلان نيروى كوچكى بدور خود جمع كرد ، سپس شهرهاى باكو و شماخى را تصرف نمود كه اين اولين كار مهم او بوده است . فتوحات اسمعيل بر عدهء پيروانش افزوده و اين دفعه با شانزده هزار لشگريان خود بر سر الوند امير آق‌قويونلو تاخت و او را مغلوب ساخت . از آنجا به تبريز رفت و در همانجا عنوان شاهى اختيار كرد . سال بعد شاه اسمعيل مراد برادر الوند را در نزديكى همدان شكست داده و كشت و بعد از اين الوند نيز بطريق خدعه و خيانت دستگير شده و بقتل رسيد . عشق و علاقهء ايرانى به خاندان على ( ع ) مكرر در اين تاريخ ذكر شده است و بالاخره آرمان و آرزوى ملى در شخص اين پادشاه كاملا برآورده شده و او مورد علاقهء خاص ايرانيان قرار گرفت ، چه او رئيس يك قبيلهء جنگجوى خالى نبود كه عروجش بر تخت

--> ( 1 ) - در كيفيت قتل حيدر اقوال زيادى است كه باهم اختلاف دارند و حقيقت اين است كه وقايعى كه پيش از قيام اسمعيل رويداده خيلى ابهام دارند . « مؤلف »