سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
171
تاريخ ايران ( فارسى )
گشت به خدمت امير تغلق تيمور خان درآيد و بالاخره او به خان مشار اليه پيوست و مورد توجه خاص قرار گرفته بحكومت ماوراء النهر تعيين گرديد . سال بعد خان جته « 1 » سمرقند را به تصرف درآورده و حكومت تمامى ماوراء النهر را به پسرش خواجه الياس اوغلان واگذار كرد و تيمور را وزير مشاور قرار داد ، اگرچه اختيار مطلق با شخصى موسوم به امير بگجيت « 2 » بوده است . اينجا قهرا دسيسه و انتريك شروع شده كه آن منجر بفرار تيمور از سمرقند گرديد . اولين دربدرى و آوارگى او او مورد تعقيب واقع شده و لذا به طرف دشمنان خود برگشته و شكست شان داد ، سپس بسراغ برادر زنش امير حسين افتاد كه اخيرا بدست تيمور تغلق شكست خورده و در بيابانها متوارى بوده است و بالاخره با او همدست شده و اين دو مرد حادثه جومعا به طرف خيوه پيش رفتند . حكمران آن بلد در صدد برآمد كه آنها را بحيله دستگير كند و لذا هر دوى آنها براى حفظ جان خود مجبور شدند باز بصحرا پناهنده گردند . ايشان يكچند حيات آميخته بخوف و خطر و مرارت و تعب خودشان را در بيابان ادامه داده و در يكموقع هم تيمور با زوجهاش بدست تركمانان اسير و محبوس شده كه به زحمت توانست خود را از اين تهلكه نجات بخشد . تامرلان يا تيمور لنگ . و اين در همين اوان بود كه تيمور در سيستان باسم عاريهاش يعنى لنگ شهرت يافت و شرح قضيه بطور اجمال اين است كه در 764 هجرى ( 1363 ) در قسمت جنوبى افغانستان آواره ميگشت كه جلال الدين محمد كيانى « 3 » امير سيستان كه رعايايش بر او شوريده بودند از وى كمك خواست . اينجا تيمور و امير حسين هردو بلافاصله اين مسئول را اجابت نموده و به يارى او شتافتند و با كمك اتباع خودشان از بين هفت قلعهاى كه شورشيان در تصرف داشتند سه قلعه را به تصرف آوردند كه آنوقت ياغيان بامير خودشان از در تسليم درآمده ولى به او خاطرنشان ساختند كه چنانچه تيمور را آزاد بگذارد كه بقيهء دژها را تسخير كند هرآينه سيستان
--> ( 1 ) - Jatah ( 2 ) - Begjit ( 3 ) - رجوع شود به جلد اول صفحهء 178 . ( مؤلف )