سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
155
تاريخ ايران ( فارسى )
سكهء غازان فصل پنجاه و هشتم غازان خان ايلخان بزرگ چيزى كه بىنهايت قابل تعريف و تمجيد بوده است اينكه در يك هيكل بدين خردى صفات و خصال بزرگ و خجستهاى زياده از آنچه كه بتوان تصور كرد وجود داشت . در ميان نفرات قشون بندرت يكى پيدا ميشد كه باندازهء او خردوريز يا در صورت به قدر او زشت باشد ، ليكن در سجاياى اخلاقى و زهد و پارسائى و پاكدامنى از همه بزرگتر و برتر و نالاتر بوده است ( گفتار هيتون پادشاه ارمنستان نسبت به غازان خان ) جلوس غازان 694 ه ( 1295 ) غازان در جلوس بر مسند ايلخانى ، خودش را مسلمان اعلام نمود و بدينجهت مقام سيادت و صاحبى خاقانها كه بيشك منفور بودند و اطاعتى كه ايلخانان ايران از آنها داشتند از اين تاريخ از ميان رفت . براى تثبيت اين قدمى كه برداشته بود و آن در حقيقت آغاز يك دورهء جديد بوده است او كلمهء شهادت را بجاى نام و القاب خاقان روى سكهها امر داد نقش شده و در آخر ، او و سران و افسرانش عمامه را بجاى كلاه اختيار نمودند ، علاوه بر اثر اين تبديل مذهب و جوش مذهبى ، او حكم كرد كليساها و كنائس مسيحى و يهود و بودائى را ويران و منهدم كردند تا اينكه پادشاه ارمنستان پيش وى شفاعت و وساطت كرده و در نتيجه به همان تخريب و انهدام معابد و بتخانههاى كفار و مشركين اكتفا نمود .