سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

156

تاريخ ايران ( فارسى )

قسمت اول سلطنت كوتاه نه سالهء او پر بود از ياغىگرىها و آشوب و اغتشاشات كه از آن جمله واقعهء حمله و هجوم بخراسان از طرف ماوراء النهر بوده است . دو تن از حاميان عمدهء او يكى طغاچار و ديگر نوروز بوده ولى او نسبت بوفادارى هر دوى آنها ظنين شده و لذا تصميم بقتل آنها گرفت . قتل اولى بطريق غدر و خدعه صورت گرفت ، ولى نوروز باخبر شده گريخت و به ملك فخر الدين كرت حكمران هرات پناه برد ، ليكن او به نمايندگان و مأمورين غازان تسليم گرديده و بلافاصله بقتل رسيد و بايد دانست كه در سلطنت غازان سران و افسران زيادى اعدام شدند . اولين اردوكشى او بسوريه 699 ه ( 1299 ) غازان پس از موفق شدن بسركوبى متمردين و فرونشاندن طغيانها و آشوبهائى كه سرنوشت او آنها را فراهم كرده بود از ضعف سلطنت مماليك كه گرفتار جنگ‌هاى داخلى و آشوب و اغتشاشات بودند استفاده نموده با نود هزار قشون از فرات عبور كرده و راه حلب را پيش گرفت و بجاى اينكه آنجا را محاصره كند به سمت دمشق براى مواجههء با لشكريان مصر شتافت . در حمص همانجائى كه لشكر مغول در سابق دچار آفت و بلاى ناگهانى شده بود جنگ قاطعى رويداد ، در اين معركه سپاه سنگين اسلحهء مصرى قلب لشكر غازان را كه خود در آن قرار داشت تقريبا درهم شكست ، ليكن ايلخان فرمان داد سوارانش از اسب پياده شوند و اسبان را سنگر قرار داده و از عقب ، دشمن را بشدت تيرباران كنند . اين تدبير جنگى مفيد واقع شده لشكريان مصرى را باختلال و پريشانى انداخت چه عدهء زيادى از اسب‌هاى آنها به هلاكت رسيدند . وقتىكه جناحين مغول مصريان را دفع كردند فرمان حملهء عمومى داده شد كه يك عده تيراندازان ماهر در رأس آن قرار داشتند و همين فتح را تكميل نمود . تغييراتى كه اسلام در رسوم و عادات مغول وارد ساخته بود از رفتار غازان نسبت بدمشق ظاهر و آشكار ميگردد . او بعد از تسليم شهر و اطاعت و انقياد سكنه بيانيه‌اى حاوى اقتباسات زيادى از قران صادر نمود بدينقرار كه او آمده تا سوريه را از چنگ سلطان مردود و خارج از رحمت الهى نجات بخشد و نبايد در اين شهر باحدى اذيت و آزارى وارد