سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
148
تاريخ ايران ( فارسى )
كه دارند زندگى ميكنند . پارچههاى زرى و ابريشمى از هررقم ميبافند . پنبه به حد وافر وجود دارد و در خود كشور هم توليد مىشود و نيز گندم ، جو ، ارزن ، شراب و اقسام ميوهجات بكثرت تربيت ميشوند . از سابه باسبا اين جهانگرد ونيسى به كاشان رفته كه در مخمل و حريرآلات معروف بوده و آنجا را گردش كرده است و از آن مركز بازرگانى او به يزد رفته است . از يزد به كرمان دو راه وجود دارد كه نگارنده از هردو راه سفر كردهام و بطوريكه تشخيص دادهام سياح ونيسى و همراهان او از جادهء زيادتر شرقى يعنى از راه بافق يا بافد بكرمان رفتهاند . در اينراه نهفقط نخلهاى خرما كه ماركوپولو اشاره به آن كرده است امروز وجود دارد ، بلكه جادهء ديگر يعنى جنوبى ارتفاعش بدرجهاى است كه نخل خرما ممكن نيست در اين ارتفاع تربيت شده و بثمر برسد . از كرمان كه او دوبار و حتى سه بار ديدار و سياحت كرده است مبسوطتر از ساير شهرهاى ايران صحبت داشته است . شرحى از معدن فيروزه و فولاد آن ذكر شده كه امروز در هيچيك از دو معدن مزبور كسى كار نميكند ، ليكن « سوزنكارى قشنگ و زردوزى پارچههاى ابريشم رنگارنگ با تصاوير حيوانات ، طيور ، اشجار ، ازهار و رياحين و الگوهاى مختلف ديگر » هنوز رواج دارد . بايد دانست كه شالهاى زركارى كرمان كنونى در همهجا مشهور مىباشد . از كرمان به كامادى « 1 » واقع در درهء جيرفت كه سياح ونيسى به آن اشاره كرده يول « 2 » جادهاى را كه اين سياح از آن عبور كرده نتوانسته است تعيين كند و تمامى اين بلوك در نقشه سفيد بوده تا در 1895 ميلادى نگارنده جادهء ماركوپولو را كشف نموده و معلوم داشتم كه آن از وسط اراضى مرتفع كوهستانى ساردو « 3 » به تنگهء سربيزن « 4 » كشيده شده و از آنجا بسرعت از وسط دلفارد به شهر قديمى جيرفت سرازير مىشود و راجع به اين قسمت گزارشى كه داده كاملا درست و آن بدينقرار است « شما وقتىكه هفت روز سواره در يك جلگه طى مسافت گرديد آنوقت بيك كوه بزرگى ميرسيد و هنگامىكه بالاى
--> ( 1 ) - Camadi ( 2 ) - Yule ( 3 ) - Sardu ( 4 ) - Sarbizan