سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
128
تاريخ ايران ( فارسى )
دوستانه شده كه آن با رفتارى كه با نمايندگان خليفه و ملاحدهء اسمعيليه شد فرق و تفاوت زياد داشته است ، زيرا كه نمايندگان مزبور را با خفّت و تهديد مراجعت دادند . به هيئت تبليغيهء لاتين يا فرستادگان پاپ مراسلاتى داده شد و انها از اشاره باينكه مأمورين تاتار را با آنها همراه كنند چشم پوشيده و آن را ناديده پنداشتند و بازگشت سفر طولانى خودشان را كه با موفقيت انجام داده بودند شروع نمودند . ژون كمى بعد از مراجعت درگذشت ، ليكن اطلاعاتى كه با خود باروپا آورد بسيار گرانبها و آن از منابع مهم شمرده مىشود . هيئت تبليغيهء ديگرى كه فرستاده شد ( مركب از چهار نفر روحانى ) تحت دومينيكان « 1 » فريار انسلم بوده است كه دستور داشتند نزديكترين اردوى تاتار را جستجو كرده و بمحض ورود مأموريت خود را ابلاغ نموده نامهاى را كه از پاپ با خود داشتند برسانند . در اين نامه پاپ بمغولان نصيحت كرده بود كه ديگر تاختوتاز و غارت و خرابى ممالك عيسوى را تجديد نكنند و از كردار زشت و گناهان خودشان توبه و انابه كنند . اين هيئت روحانى مسيحى در 1247 ميلادى باردوى بايدو در ايران رسيدند و چون پيشكشيهائى با خود نياورده بودند بعلاوه از تعظيم و كرنش و اظهار اطاعت و دوستى خوددارى نمودند رفتارى كه با آنها شد مثل رفتار با كلاب و پر از اهانت و تحقير بوده است . مراسلات انها اول به فارسى و بعد به زبان تاتار ترجمه شده پيش بايدو خوانده شد و از طرف اين مغول خشمناك راهبهاى مزبور را بانتظار جواب نگاهداشتند كه مينويسند سه بار فرمان قتل آنها را داد ، ولى در آخر با جوابى در الفاظ و عبارات عمومى ذيل چنگيز رخصت مراجعت يافتند . « هركه از ما اطاعت و فرمانبردارى كرد بگذاريد او را كه آب و خاك وارث و ميراث او در دستش باقى باشد . . . ولى هركس كه با ما از در مخالفت درآيد بگذاريد او را كه نيست و نابود شود » پاپ مخصوصا امر شد كه شخصا حضور يافته تقديم مراسم خدمت و اطاعت نمايد . اين راهبهاى متهور و جسور بعد از سه سال و نيم غيبت سالما بروم برگشتند .
--> ( 1 ) - Dominican Friar Anselm