سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

129

تاريخ ايران ( فارسى )

اكنون ميرويم از هيئت معروفى سخن ميرانيم كه برياست يكنفر روحانى بنام ويليام روبروكى « 1 » بسفارت از طرف سن‌لوى فرستاده شده است . هيئت مزبور در 1253 ميلادى زمانى كه گيوك درگذشته و منگو فرزند تولى بامپراطورى يا خاقانى برگزيده شده به قراقروم رسيده است . منگو سفير لوى را مكرر بحضور پذيرفته و با او بلطف و مهربانى رفتار نمود و مراسلاتى توسط او براى اربابش فرستاد . اما منگو دائم الخمر بوده هيچوقت در خط اعتراف بمذهب مسيح چنان كه انتظار ميرفت نبوده است . بايد دانست كه ژون د . پلانو كارپنى و ويليام روبروكى هردو از جهانگردان بزرگ و از اهل بصيرت و اطلاع و نيز صاحب دقت نظر بوده‌اند و جرئت و جسارت آنها در مقابل خطر دائمى و همينطور استيصال و گرسنگى الحق قابل توصيف و تحسين است . علاوه بر اينهائى كه گفته شد يك جهانگرد ديگرى است كه لايق مقام شهرت و شايستهء ذكر مىباشد و او هيتون « 2 » پادشاه ارمنستانست كه كمى بعد از حركت روبروكى بدربار منگو حضور يافته است . اينمرد از طريق اردوى باتو مسافرت « 3 » نموده و خاقان او را با احترام پذيرفت . وى در مراجعت از ماوراء النهر عبور كرده و نيز شمال ايران را طى نموده و پس از تكميل يك مسافرت دو سره وارد قلمرو خود شده است . شرحى راجع بمسافرتى كه گفتيم نوشته شده و آن خوشبختانه بما رسيده است . ادارهء شمال ايران پيش از هولاگو خان زمانيكه جرماغون از طرف اوگتاى براى حمله و جنگ با جلال الدين فرستاده شد بفرماندار خوارزم مغول موسوم به چنتمور دستور رسيد كه با او در اشغال خراسان همكارى و توحيد مساعى نمايد و نتيجه اين شد كه اماكن و نقاط يا نواحى و بلوكاتى كه سابقا از خرابى و بر بادى جسته بودند اكنون تمام آنها به ترتيب بغارت رفته و همگى ويران گرديدند و اين عمليات البته تا يك چند بواسطهء دو نفر از افسران جلال الدين كه از كوههاى

--> ( 1 ) - William of Rubruquis ( 2 ) - Hayton ( 3 ) - توضيح اينكه او از راه دربند قفقازيه به خدمت با تو آمد و باتو و پسرش عدهء بعنوان بدرقه به او دادند تا به قراقورم رسيد . مترجم