سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
115
تاريخ ايران ( فارسى )
است . همدان در وهله اول از قتل و غارت نجات يافت ، ليكن با زنجان و قزوين به فجيعترين وضعى كه معمول مغول بود رفتار شد . تبريز در عوض مبالغ هنگفت زيادى كه داد از قتل و غارت خود را خلاصى بخشيد و مغولان متوجه صحراى مغان نزديك بزاويهء جنوب غربى خزر گرديدند . آنها بر خلاف انتظار متوقف نشده بلكه در وسط زمستان به گرجستان شتافتند و با دستجات تركمان و اكراد قواى خودشان را تجديد نموده تمامى آن نواحى را تا تفليس بباد غارت دادند و از آنجا آنها برگشته مراغه را كه مقدر بود آينده پايتخت هولاگو قرار گيرد محاصره كردند و با اينجا هم رفتارشان همان رفتارى بود كه با ساير شهرها كردند . سران لشكر قصد داشتند كه به طرف بغداد سرازير شوند و خليفه ناصر از اينخبر هراسان شده در صدد افتاد نيروئى فراهم آرد ، ولى موفق نگرديد و جهتش هم تا حدى تسخير دمياط بدست سنلوى بوده است كه قسمتى از حاميان عمدهاش را اين بليّه از او ربوده بود ، خلاصه صعوبت عبور از كوهستان گرجستان بغداد را در اينمورد از اين بلا نجات داد و مغولها بهمدان برگشتند و اكنون سراسر آن را غارت كردند و از اينجا آنها روانهء اردبيل شدند و آن بلد را بباد يغما دادند و بعد به تبريز برگشتند كه بار ديگر آنجا را با گرفتن مبالغ هنگفت زياد از قتل و غارت معاف داشتند . گرجستان را دوباره ملاقات كرده و قشونش را به بهانهء عقبنشينى در كمينگاهى نابود ساختند و بعد از اين فتح نمايان به بحر خزر طرف شماخى قرب با كورو آورده و تا دربند را مورد تاختوتاز و تجاوز و تهاجم قرار دادند . اين وحشيان آدمخوار قناعت باينحدود نكرده و متوجه ماوراء قفقاز شدند و قبچاقها را اخراج كردند و آنها با حال وحشت و خوف به طرف دانوب فرار كردند . اميران و شاهزادگان مسكوى قشونى فراهم آورده و بدفع مهاجمين پرداختند ، ولى نزديك درياى آزو شكست خوردند و همه را گرفته اعدام كردند بدينطريق كه آنها را زير الوار و تختههاى ضخيم گذارده و روى آنها نشسته بعيش و نوش پرداختند . تمامى بلوكات و نواحى نزديك درياى آزو به تاراج رفت و مغولان به طرف مشرق روانه شده و ولگاى عليا را قطع كرده يك لشكر بلغار را شكست دادند و بعد از اين اردوكشى و مسافرت جنگى غريب و فوق العاده آنها دوباره بقشون اصلى