سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
114
تاريخ ايران ( فارسى )
و شناكنان خودش را بآنطرف رسانيد . چنگيز در اينموقع از خود علّو همت نشان داده نه فقط غدقن نمود هيچكس تيرى به طرف او نيندازد بلكه به فرزندانش او را نمونهء بارز و برجستهء شجاعت و دلاورى نشان داده و بدين صفت ويرا ستود . دو واحد از لشكريان خود را چنگيز براى تعقيب جلال الدين فرستاد ولى آنها نتوانستند بر وى دست يابند . آنوقت در صدد تسخير ملتان برآمدند ، ليكن شدت گرما و هواى سوزان از اين كار بازشان داشت و بالاخره تمامى اماكن و نقاط دور و دراز را غارت كرده دوباره بقشون اصلى كه به تاتار برميگشت پيوستند . در بهار سال بعد شهر غزنه را مغولها بعلل و جهات نظامى و لشكرى ويران كردند و درعينحال نيروئى براى انهدام هرات اعزام گرديد كه از خبر فتح باميان جلال الدين شورش كرده بود و آن بلد مقاومت نوميدانهاى بخرج داده ليكن بعد از شش ماه و هيفده روز محاصره ، شهر سقوط كرد و نقل ميكنند زياده از يك ميليون و نيم ( يك عدد باور نكردنى ) سكنهء آن استان را قتلعام كردند . كمى كه از اين هائله گذشت دستهاى از لشكريان مغول بخرابههاى آن شهر فرستاده شد تا تفحص كنند اگر كسى زنده مانده باشد كارش را بسازند و آنها دو هزار نفر را در گوشه و كنار پيدا كرده و بديار عدم فرستادند . برگشت چنگيز خان به تتار چنگيز قبل از مراجعت از هند به طرف شمال حكم داد كه اسرا مقدار هنگفت زيادى برنج براى مصرف قشون پاك كنند و بعد از اينكه آن شورهبختان از اين كار فارغ شدند همهء آنها را بقتل رسانيدند . او در ابتدا تصميم داشت كه از راه تبت به تاتار برگردد ولى وقتى كه از مشكلات آن راه باخبر شد از تصميمى كه گرفته بود منصرف گرديد و دوباره از هندوكش عبور كرد و بالاخره به بخارا رسيد . در اينجا او از اصول عقائد اسلام اطلاع حاصل نموده و حكم كرد خطبه بنام شخص او بخوانند . در حدود يكسال در آسياى مركزى توقف كرده و بعد آهسته بسرزمين خود برگشت و در 1225 م به يورت اصلى خويش رسيد . انهدام قسمت غربى و شمال غربى ايران ما اينك خامه را به لشكريان جبته و سبتاى ( دو سردار مغول ) معطوف ميداريم كه رى را تسخير و محمد خوارزمشاه را به طرف خزر تعاقب كرده بودند و مينويسيم كه هدف ثانوى آنها قم بوده -