سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

111

تاريخ ايران ( فارسى )

همچون مردان ، جوانانشان قهرمان و پيرانشان امام بودند » پس از اين او بشرح ذيل زارى و سوگوارى مىكند « كفار مغول و آن اهريمنان ديوسيرت به خانه‌هاى شهر ريختند و تمامى مردم را پايمال ، قصور و عمارات شهر را چون خطوطى كه از صفحهء تاريخ محو شود محو و نابود ساختند و آنها را به لانه‌هاى جغد و كلاغ مبدل نمودند بطوريكه جز نالهء بوم و طنين باد صدائى از آن ويرانه‌ها شنيده نميشد » . اين شاهزادهء مغول با نيرنگ و تزوير و وعده‌هاى دروغ بر اكابر و رؤساى شهر دست يافته و پس از ورود به شهر كليهء اهالى را از كوچك و بزرگ و پير و برنا همه را از دم شمشير گذرانيد . ابن الاثير شمارهء كشتگان مرو را هفتصد هزار و جهانگشاى جوينى بيش از اين قلمداد كرده است . البته در اين هنگام عدهء زيادى از اهالى شهرهاى ديگر خراسان فرارا بمرو آمده و با اين ترتيب بعيد نيست جمعيت شهر بدين عدد رسيده باشد . پنجهزار نفر از مردم مرو كه از شهر فرار كرده بودند در راه گرفتار يك دسته از لشكريان مغول شده آنها نيز بقتل رسيدند و بدين ترتيب اين شهر آباد و زيبا تبديل بويرانهء خالى از سكنه گرديد و به همان حال باقى بود تا آنكه يك قرن بعد دوباره شاهرخ آن را از نو بنياد گذاشت . تولى پسر چنگيز از ويرانه‌هاى دودى مرو به نيشابور رفت . اهالى نيشابور در اينموقع آمادهء دفاع شده سه هزار سنگر يا باليستا « 1 » براى پرتاب كردن زوبين و غيره در دور شهر ساختند و پانصد منجنيق كار گذاشته بودند . مغولها هم در مقابل وسائل قويترى براى تسخير شهر به كار بردند ، از آن جمله هفتصد منجنيق به كار انداختند و با آنها نفت سوزان به داخل شهر پرتاب نمودند ، ليكن آنها در اينواقعه شهر را بقهر و غلبه گرفتند و تمامى جانداران حتى سگ و گربه را به قصد گذراندن قربانى بروح چغاتار قتل‌عام كردند و اينكه از اين فتح نمايان خودشان يك يادگار مخوف و دهشتناكى باقى گذارده باشند مناره‌هائى از كله‌ها بنا كردند ، كليهء ابنيه و عمارات را كوبيده و با خاك يكسان نمودند و سراسر آن را جو كاشتند . نگارنده مرغ سنگخواره‌اى در داخل ديوارهاى مدروس نيشابور قديم شكار كرده‌ام « و مخصوصا آنجا را ديدم كه از مغول‌ها ندانسته تقليد شده

--> ( 1 ) - Balistae