سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

110

تاريخ ايران ( فارسى )

آنجا را قتل‌عام كردند ، آنوقت از ترمذ ، چنگيز به نقاط سردسير واقع در آن نزديكى عزيمت نموده و بدخشان كه مجاور بود بتاراج رفت ، در اول بهار چنگيز متوجه بلخ شد و سكنهء آن بدون استقامت و پايدارى تسليم شدند ، اما اين فاتح چون شنيد جلال الدين در غزنه مشغول جمع‌آورى قوا مىباشد شهر را ويران و اهالى را قتل‌عام نمود و هزاران نفر از مردم شوره‌بخت را از دم تيغ گذرانيد تا در موقع پيشروى از پشت سر خود كاملا فراغت خاطر داشته باشد و خطوط ارتباط او قطع نگردد ، تولى در اين ضمن مأمور شده بود كه كار انهدام و خرابى و چپاول و غارت خراسان را باتمام برساند كه سابقا قسمت‌هائى از آن بدست جبه و سبتاى تصرف شده و حكامى در بعضى شهرها گذارده بودند . اهالى طوس چون ديدند كه فرماندار مغول تنها مانده برعليه او قيام كرده و سر بشورش برداشتند ولى اين آشوب بدست يكعدهء سيصد نفرى از مغولها كه در استوا قوچان كنونى ، توقف داشتند فرونشانده شد و حتى اهالى بيچارهء شهر را واداشتند كه تمامى برج و باروهاى شهر را بدست خودشان ويران سازند . در پائيز سال 1220 م تولى با يك نيروى جلودار مركب از ده هزار نفر راه خراسان را پيش گرفت . ابتدا نسا را محاصره و بانتقام خون حاكم آن كه با تير از بالاى حصار كشته شده بود تمام سكنهء آن با زنها و بچه‌ها همه را قتل‌عام نمود ، شهر نيشابور در كوشش اولى تسخير نشد و طغاچار داماد چنگيز كشته شد ولى سبزوار بغتتا مورد حمله قرار گرفته و هفتاد هزار سكنهء آنجا رهسپار ديار عدم شدند . خرابى مرو و نيشابور نخستين نبرد مهم تولى در خراسان محاصرهء مرو شاهجهان بود . مرو پايتخت معروف سلطان سنجر بوده پس از ويرانى غزها دوباره رونقى بسزا گرفته و در اوج ثروت و زيبائى بود و شاهد بر اين مدعا شرح مؤثر و رقت‌آوريست كه ياقوت جغرافىدان عاليمقام آن را در موصل نوشته است . او مرو را در اينموقع ديده و از جلو حملهء مغول با مخاطرات زياد خود را بسلامت به آنجا رسانيده است . فاضل مشار اليه عدهء علما و دانشمندان و نويسندگان و كتابخانه‌هاى مرو را توصيف مىكند و دربارهء مردمان آن با يك جوش و خروش غريبى فرياد مىزند و ميگويد « بچه‌هاى آنان