سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
98
تاريخ ايران ( فارسى )
ذيل تقسيم شدهاند . تاتارهاى سفيد ، سياه ، وحشى و درجهء تمدن هريك به اندازه فاصلهء و دورى مأوا و مسكن آن از دسترس و نفوذ اهالى متوطن و شهرنشينان چينى نقصان و كاهش مىيافته است . هرگاه از حدود داستان و افسانه بگذريم و بتاريخ واقعى مراجعه كنيم مىبينيم مغولها يكى از قبائلى بودهاند كه در قسمت شمالى صحراى گوبى و جنوب درياچهء بايقال « 1 » سكنى داشتهاند . زندگى و معاش آنها مانند ساير بدويان و صحرانشينان از رمهدارى و غارتگرى ميگذشت و بدوا خراجگذار سلاطين قسمت شمالى چين بودهاند كه اصلا از همين تيره بوده ولى بعدا پايهء تمدنشان بالا رفته و اين طوائف صحرانورد و بيابانگرد را به چشم حقارت ميديدند . درجهء تمدن آنها خيلى پست بوده و ابن الاثير كه يكى از منابع عمدهء د . اوسن مىباشد دربارهء تاتارها چنين ميگويد : « اما مذهب تاتار ، آنها آفتاب را هنگام طلوع مىپرستيدند و هيچ چيز در نزد آنان حرام نبود ، زيرا گوشت سگ و خوك را هم ميخوردند » دكتر ريموند بيزلى در كتاب كارپىنى « 2 » و روبروكى « 3 » نيز كه سفارت و مأموريتى كه به عهده گرفته بود قريبا ذكر خواهد شد عادات و سيرتهاى منفور و زشتى به مغولها منسوب داشته و درعينحال حسن انضباط ، شجاعت ، استقامت و سوارى و تيراندازى آنان را تحسين نموده است . مغولها پس از آنكه به فتوحات نائل آمدند مثل اعراب بعد از جهانگشائى نخوت و غرورى نامحدود پيدا كردند ، بطوريكه در تواريخ روسيه مينويسند خاقان مغول هرموقع اراده ميكرد شاهزادگان و فرمانروايان آنسرزمين مجبور بودند فورا به خدمت حاضر شوند و از جمله اهانت و تحقيرى كه نسبت به آنها ميشد يكى اين بود كه موقعى كه خان شراب مينوشيد قطراتى كه از دهانش ميريخت آنها مجبور بودند با زبان بليسند . مغولها فوق العاده - كثيف بودند و شستشو نميدانستند و ميگويند چنگيز خان ميگفت اصلا نبايد لفظ چرك و كثيف را به كار برد . نگارنده در طى مسافرتم در سى سال قبل كه از لاداخ « 4 » ميگذشتم اهالى آنجا ميگفتند در اينجا اصلا حمام معمول نبوده و نيست ، تنها وسيله براى تميز كردن اطفال همانا استحمام از حرارت آفتاب روى پشتبام بود كه گاهگاهى به آن عمل ميشده است .
--> ( 1 ) - Baikal ( 2 ) - Carpini ( 3 ) - Rubruquis ( 4 ) - Ladakh