سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
91
تاريخ ايران ( فارسى )
به ملاقات عمر خيام رسيده و نيز قبر فردوسى را در طوس زيارت كرده است ، ولى شغل و مقامى كه داشت و آن در دربار سلاطين غورى بوده است . در چهار مقاله از « جهانسوز » طورى ياد مىكند كه گوئى هنوز حيات دارد و اين در تعيين تاريخ كتاب معروف او كمك مىكند كه برطبق نظريهء برون 1155 ميلادى مىباشد . انورى و خاقانى حال ميآئيم سر طبقهء قصيدهسرايان كه بزرگترين آنها انورى ملك الشعرا و ستارهشناس دربار سنجر مىباشد . اين شعرا چنان كه برون مينويسد از روى صنعت و حرفت شاعر بوده و در اختراع الفاظ و واژههاى جور واجور و نيز آهنگ و صدا اعجاز ميكنند . آرى صنعتگر ادبى هستند كه در هوش و استعداد فوق العاده و در ابداع و اختراع يدبيضا و قدرتنمائى ميكنند و بدين جهت هم نميشود اشعار آنها را بطوريكه هستند به زبان ديگر ترجمه نمود ، چه لطف و زيبائىشان بيشتر در عبارات و الفاظ است نه مطلب و معنى . از ابيات طعن و سخريهاى كه در هزار اسپ بامر سنجر بقلعهء دشمن پرتاب شده و ما آن را در سابق مذكور داشتم و نيز از دو قطعهء قشنگ و عالى راجع به خرابى واردهء از غزهاى وحشى ثابت مىشود كه اين شاعر نسبت بقصائد مدحيهء رسمى و صورى اشعار بهتر و مرغوبترى هم ميتوانست بگويد . اما خاقانى و او موطنش گنجه « 1 » و از يك خانوادهء پست بوده است . وى زير دست يكى از شعراى سالخورده تعليم و پرورش يافته و بتدريج كارش بالا گرفته ستارهء درخشان آسمان شعر و ادب گرديد . اشعارش به كلى مصنوعى است و در مشكل فهمى معروف مىباشد . عمدهء اشعارش قصائد مدحيه است ولى يكى از قصائد او در موضوع خرابهء طاق كسرى گفته شده كه آهنگ آن بسيار بلند و پر هيمنه است و ذكر آن در فصل چهل و يكم كتاب گذشت . نظامى نظامى شاعرى است كه از همكارانش به كلى متمايز و متفاوت و منظومهاش بذوق يك اروپائى نزديك و به آسانى آن را درك مىكند . اين شاعر نامى هم از اهل گنجه است ، ولى از دربار سلاطين دورى مينمود . حكيم مزبور پنج
--> ( 1 ) - اليزابت پول كنونى واقع در قفقاز