سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
92
تاريخ ايران ( فارسى )
منظومه به شكل افسانه معروف به پنج گنجينه نوشته است . اين شاهكارها قبولى عام پيدا كرده و امروز در تمام روى زمين معروف ميباشند . خاصه داستان خسرو و شيرين و ليلى و مجنون كه وقايع و گزارشهاى اين دو داستان اغلب بدست هنرپيشگان قابل بمعرض نمايش گذارده شده و عامه از آنها اطلاع دارند . من قسمتى از داستان چوگانبازى خسرو را با شيرين معشوقهاش ذكر نموده ولى بايد دانست كه اساس اين افسانه عشق فرهاد به شيرين است ، توضيح اينكه معشوقهء نامبرده از عاشق خود ميخواهد كه كوه بيستون را براى او بكند و عاشق هم اين امر ناممكن را براى خاطر معشوق آغاز كرده و تقريبا آن را به پايان مىرساند كه ناگهان خبر دروغين مرگ شيرين را به او ميرسانند و اين عاشق مستمند خود را از اينخبر ميكشد و در اينجا نظامى چنين گفته است . دريغا هرزه رنج روزگارم * دريغا آن دل اميدوارم مر ازين كوه كندن حاصل اين بود * نشد كارم ميسر مشكل اين بود جهان خالى شد از مهتاب و خورشيد * چمن خالى شد از شمشاد و از بيد چراغ عالمافروز از جهان شد * نه شيرين كافتاب از من نهان شد چرا از روى آن دلبر جدايم * چو شيرين رفت من اينجا چرايم صلاى درد شيرين در جهان داد * زمين بر ياد او بوسيد و جان داد شيخ عطار آخرين شاعر دورهء قبل از مغول شيخ فريد الدين عطار است . او در اواسط قرن دوازدهم ميلادى در نيشابور به دنيا آمده و معروف - است كه در واقعهء نيشابور بدست مغولها بقتل رسيد . راجع بمرگ عطار مينويسند يكى از مغولها ويرا گرفته و ميخواست او را بكشد ، ولى ميگويد اگر هزار درهم يكى به من بدهد از سر خونت ميگذرم . شاعر سالخورده ميگويد تو اندكى صبر كن من به تو هديهء بهترى خواهم داد . در اين اثناء مغول ديگرى وارد معركه شده يك گونى پر از كاه جلو مغول اول گذارده و ميگويد من اين پيرمرد را به اين جوال كاه ميخرم . عطار ميگويد راست گفت ، بهاى من همين است فورا مرا به فروش . آن مرد خونخوار از اين تناقض