سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
46
تاريخ ايران ( فارسى )
محل تحقيق قرار ندادهاند . در نيمكرهء شرقى منطقهء وسيعى از بيابان است كه از اقيانوس اطلس گرفته بشمال افريقا عبور كرده بآسيا ميرسد و در آنجا صحارى عربستان آن را امتداد و بجانب شمال شرقى مايل شده به صورت صحراى كبير بيحاصل ايران درميآيد و اگر حقيقت بخواهيم بايد بگوئيم اين بيابان تقريبا از تمام آسيا مرور كرده به بحر اصفر ميرسد . در نقطهاى كه صحراى پست عربستان مبدل به فلات مرتفع ايران مىشود آبهاى فرات و دجله و كارون جارى و از ازمنهاى كه منظور نظر ماست اين انهار ثلاثه هركدام جداگانه وارد خليج فارس ميشدند و اين ناحيه با آن رودهاى بزرگ قابل كشتىرانى كه تقريبا از شمال بجنوب آمده و داخل خليج فارس مىشود كه دريائى محصور بين اراضى مىباشد داراى كمال اهميت طبيعى است و اينك بايد توجه خود را بجانب آن معطوف سازيم . در هيچجاى دنيا رودهاى بزرگ وارد درياى محصور بين اراضى نميگردند و در هيچجاى ديگر چنين اوضاع مساعدى براى شروع و نمو تمدن موجود نيست و نبوده و رودهاى بزرگ بابل زراعت را سهل و وسائل آمدوشد را با خليج بواسطهء رودها آسان مينموده است . بنابراين تمدن عالم بطوريكه بما رسيده در اين درّهها بوجود آمده است . چين و شرق اقصى دور افتاده و در تاريخ متأخرى خط سير جداگانه براى خود اختيار كرده است . مصر اگرچه به همان طريق بابل نشوونما كرده و گمان ميرود كه تمدن قديم و عجيب خود را تا يك اندازه از اقوام آسيائى اخذ نموده باشد ليكن بواسطهء موانع طبيعى مسدود بوده است . علاوه بر اين رود نيل داخل درياى باز غيرمحصور مىشود و بنابراين در ازمنهء قديمه تأثيراتش از بيابان آن تجاوز نميكرده است . شكى نيست كه كشتيهاى مصريان در عهد سلسلهء سوم فراعنه ( تقريبا سه هزار و يكصد سال قبل از ميلاد ) در كنارههاى درياى مديترانه سير نموده و به قصد حمل الوار و تخته از لبنان سفرهائى كرده ، باوجود اين در تمدن فلسطين و سوريه هيچگونه تأثيراتى نبخشيده در صورتى كه تأثيرات ساكنين بين النهرين در آن نواحى از قرون اوليه مشهود مىباشد . از اينرو بابل مركز تمدن آسياى غربى بوده اما قلمروى داشته كه از يك طرف