سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
37
تاريخ ايران ( فارسى )
بوتهها گل دارند و مخصوصا به روى تپهها نباتات بسيارى از جنس آنها كه در جبال آلپ ديده مىشود ميرويد ، ليكن همين كه حرارت تابستان رسيد همه سوخته و پژمرده و زرد رنگى غلبه مىكند . بطور كلى تپهها برهنه است و جز بعضى اشجار افسرده كه از آن صمغهاى ذيقيمت اشق و كتيرا تراوش مىكند چيزى ندارد ، بعضى نقاط هم معدودى درختهاى پستهء جنگلى ميرويد ليكن رو ببرطرف شدنست . اما در طول سلسلهء زاگروس كه از نزديكى شيراز شروع مىشود منطقهاى از درختهاى بلوط كوتاه است كه طول آن دويست ميل و عرضش در بعضى نقاط به يكصد ميل ميرسد . در نقاط ديگر فلات درخت يا بواسطهء آبيارى سبز مىشود و يا در كنار نهرها و رودها و آنها كه از همه فراوانتر است سفيدار و بعد از آن كبوده و چنار و نارون و زبانگنجشك و بيد و گردو مىباشد . شمشاد و سرو نادر است ، كبوده براى چوب ساختمان خيلى به كار ميرود و چنار براى ساختن در و زبانگنجشك براى خيش و ساير اشجار براى سوزانيدن . نجارهاى ايرانى چوب گردو و زبانگنجشك را زياد سخت ميدانند . سرو و اقاقيا و نارون تركستان « 1 » را مخصوصا براى زينت و آرايش غرس ميكنند . و از سايهء نارون نيز قصد استفاده دارند . ياس و ياسمين و گل سرخ در باغها متداول است ، خفچه يا عوسج در درّهها بين تلال فراوان است و همچنين درخت سند كه براى سبدبافى به كار مىبرند ، چهارصد سال قبل نيز حال ايران از حيث گل و گياه همينطور بوده زيرا كه گسفاباربرو « 2 » كه در اواخر مائه پانزدهم در ايران سياحت كرده ميگويد در آن اماكن جنگل و درخت نيست مگر درختهاى ميوه كه آنها را غرس ميكنند و آب ميدهند چه اگر غير از اين كنند نميگيرد « 3 » . در ايران ميوه فراوان است ، باوجود اينكه در غرس اشجار و پرورانيدن آنها بطريق علمى پيش نميروند جنس آنها خيلى خوب است ، سيب و گلابى و به و زردآلو و آلوى سياه و زرد و هلو و شليل و گيلاس و توت و شاهتوت همهجا فراوان است .
--> ( 1 ) - بابر شاه مغول در شرحى كه راجع به باغهاى سمرقند نوشته آن را ذكر نموده است . « مؤلف » ( 2 ) - Gossfa Barbaro ( 3 ) - گسفا باربرو ( سوسيتهها كليت ) صفحه 71 « مؤلف » .