سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

779

تاريخ ايران ( فارسى )

در اين اثناء بيك اشاره تمام هفتاد نفر را در همان مجلس بقتل رسانيدند . بعد فرش روى هفتاد جسد مرده گسترده و خان‌هاى طعام روى آن چيده مشغول خوردن شدند . يكنفر از اين خاندان كه ستارهء اقبالش روشن بود از اين حادثهء هولناك جان دربرده و از هرطرف در تلاش مأمنى برآمد ، تا آنكه او را براى حكومت اندلس دعوت كردند . او در آنجا شالودهء خلافت خاندان جديد بنى اميه را ريخت و موفقيت شايان و پيشرفت نمايانى هم نصيب وى گرديد . خلافت ابو العباس و مرك او 136 هجرى ( 754 ) در تمام مدت خلافت ابو العباس طغيان و شورش در همه‌جا حكمفرما بود و اين گويا بواسطهء سفاكى و خونخوارى او بود كه در عراق و شام لواى طغيان و سركشى برافراشته شد . هنوز لشكر زيادى طرفدار خلافت بنى اميه وجود داشت . بصره نيز علم مخالفت برافراشته و با لشكر خراسان سردار هاشمى بمبارزه برخاست ، مخصوصا در اينجا براى تشريك مساعى نقشهء عاقلانه‌اى هم در كار بود كه خاندان عباسى را تهديد مينمود ، ليكن هيچيك آنطوريكه خيال ميشد بوقوع نرسيد . اولا ابن هبيره با آنكه لشكرش باندازه‌اى بود كه ميتوانست خلافت بنى اميه را در شام مستقر نگهدارد به واسط پناهنده شده و اخيرا تسليم گرديد . مردان كارى و جنگ‌آزمودهء خراسان بصره را قبضه نمودند . اگرچه در خراسان و ساير نقاط شورش‌ها و انقلاباتى بوقوع پيوست ليكن قبلا در خلافت عباسىها استحكامى پيدا شده بود كه از اين انقلابات خللى در اركان آن راه نمىيافت . قتل ابو سلمه گواه صادقى است بر حق‌نشناسى و غدر اين خليفه . آرى او اين شخص را بميهمانى دعوت كرده در ختم مجلس وقتى كه او تنها به منزل ميرفت بين راه ناگهان او را بقتل رسانيدند ، پس از اين واقعه چيزى نگذشت كه ابو العباس درگذشت . در مدت پنج سال خلافت او دامنهء كشتار و خونريزى ، دغا و غدر ، نقض عهد و پيمان ، شكستن قسم ، بيوفائى و حق‌ناشناسى و هزاران فجايع و شنايع ديگر بدرجه‌اى توسعه پيدا كرده بود كه نظير آن را در تاريخ اسلام نميتوان نشان داد .