سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

769

تاريخ ايران ( فارسى )

دومين كوشش براى فتح قسطنطنيه 99 هجرى ( 717 ) از تاريخ شكست مسلمانان در جنگ اولى پايتخت امپراطورى بيزانس چهل سال نگذشته بود كه سليمان به قصد تسخير اين كشور از تمام جوانب و اطراف لشگرى را كه براى انجام اين مقصد كافى ميدانست جمع نمود . او اساس اين جنگ را بجاى حمله بيشتر بر دفاع و محاصره دشمن قرار داد . در اينجا از انبارهاى بزرك خواربار كه براى لشكر تهيه شده بود بايد ممنون بود ( و الا اين جنگ را ممكن نبود زياد ادامه بدهند ) ، ليكن آتش يونان و نيز زمستان خيلى سخت بالاخره مسلمانان را مجبور ساخت كه از محاصره دست بكشند و همچنين كشتيهاى جنگى ايشان در آخر شكست ديده از هم پاشيده شدند . بايد دانست اين دو شكستى كه مسلمانان در پاى ديوار قسطنطنيه خوردند خدمت آن بعالم مسيحيت بمراتب بيشتر از فتح نمايانى بود كه نصيب شارل مارتل گرديد و بعقيدهء من آنهمه اهميتى كه در تاريخ به آن داده شده محمول است بر مبالغه و ابدا قابل مقايسه با شكست فوق الذكر نيست . خراسان تحت خلافت عمر دوم ( عمر بن عبد العزيز ) 99 - 101 هجرى ( 717 - 720 ) سليمان مدت سه سال خلافت نمود و بعد از او عمر بن عبد العزيز كه از زهاد عصر خود بود بر سرير خلافت نشست . از جمله اقدامات او يكى موقوف داشتن سب على بن ابيطالب ( ع ) بود كه موجب لوث و عصيان دائم اعقاب مسلمانانى شده بود كه بديانت و تقوى و پاكدامنى موصوف بودند . عمر اهل خراسان را زياد مورد توجه قرار داده غدقن سخت نمود كه از طرف كارمندان و امناى ماليه به آنها تعدى نشود . اگرچه آنوقت بسيارى بدين اسلام داخل شده بودند . او مخصوصا وكلا و نمايندگان كسانى را كه به آنان ظلم و تعدى شده بود احضار كرده و خود شخصا بناى رسيدگى را گذاشته به عزل فرمانداران فرمان داد و نوشت كه با تمام افراد مسلمين بايد مطابق اصول مساوات عمل شود . ايرانيانى كه بديانت زردشتى باقى بودند با كمال عدل و انصاف با آنها عمل نمود و از خراب كردن آتشكده‌ها جدا جلوگيرى نمود ، اگر چه براى ساختن هرمان تازه ( ساختمان مذهبى جديد ) اجازت نداشتند .