سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
770
تاريخ ايران ( فارسى )
خلافت يزيد دوم 101 - 105 هجرى ( 720 - 724 ) پس از عمر بن عبد العزيز يزيد دوم « 1 » پسر عبد الملك خليفه شد . او در ابتداى خلافت مواجه با شورشى گرديد كه بدست يزيد بن مهلب همنام وى به پا شده بود و ناچار گرديد كه اول اين آتش را فرونشاند . ابن مهلب عراق را قبضه كرده و كارش بدرجهاى بالا گرفت كه در فارس و كرمان و ساير مراكز ايران فرمانداران به نام او حكومت مينمودند . خليفه برادرش مسلمه را سردار لشكر شام نموده بدفع يزيد مأمور ساخت . درنتيجه يزيد كه سركردهء انقلاب و شورش بود بقتل رسيد . برادرهاى او كه به طرف كرمان فرار كرده بودند دستگير شده كشته شدند . عيالات آنها را اسير و در بازار به فروش رسانيدند مسلمه در پاداش اين خدمت بزرگ بحكومت عراق و خراسان منصوب گرديد . او حكومت خراسان را به ناپسرى خود سعيد كه يك آدم ملايم و نرمى بود واگذار كرده در حقيقت او را حافظ و نگهبان يك سرحد به اين معظمى قرار داد . با وجود لشكر اعزامى مسلمه ايلات و صحرانشينهاى خجند و فرغانه عموما شورش كردند . اهالى سغد كه ثابت ماندند قبل از رسيدن كمك صدمات زيادى ديدند . نظر به تخلف از عهدى كه بسته بودند لشكر پس از ورود به آنها حمله برده جنگ و حملات غير قاطعى بوقوع پيوست . بطور كلى بايد گفت كه در سلطنت يزيد علائم انحطاط و زوال دولت بنى اميه نمودار گرديد . تبليغ عباسيان تقريبا در اين زمان بود كه محمد نوهء بزرگ عباس عموى پيغمبر به بهانهء اينكه از نسل هاشم شعبهاى از قريش است بناى پيشرفت را گذاشت . او براى جلب رضايت فرقهء شيعه مدعى شد كه خلافت حق اولاد على بود ولى ايشان چون از حق خود دستبردار شدند لذا اين حق به اولاد عباس تخصيص پيدا نموده است . او مدتى فرارى و در ريگستان فلسطين متوارى بود تا اينكه خود را به راه كاروانرو رسانيده و بالاخره از مكه وارد شام گرديد . در اينجا مركزى بدست
--> ( 1 ) - اول مسافر انگليسى كه بمشرق سفر كرده و از طرف اين خليفه پرسشهائى از او به عمل آمده شرحى در فصل 52 ذكر شده است . « مؤلف »