سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

768

تاريخ ايران ( فارسى )

محاربات يزيد در گرگان و طبرستان 98 هجرى ( 716 ) وقتى كه سليمان بر تخت نشست قتيبه حاكم خراسان بناى طغيان را گذاشت و بالاخره بقتل رسيد . پس از قتل او يزيد بن مهلب از طرف سليمان به حكومت خراسان منصوب گرديد . او چون خاطرش از ضبطوربط امور آن ناحيه فراغت يافت با سپاه جرارى به جرجان كه در قديم به هيركانيا معروف بود روى نهاد . جرجان اگرچه در جادهء بزرگ بين عراق و آسياى مركزى واقع شده معذلك محل مزبور با طبرستان كه مجاور آن بود تا آنوقت به حال استقلال باقى مانده بود . يزيد دهستان را تسخير كرد ، اهالى جرجان راه فرار پيش گرفتند و يزيد آنها را تعاقب نمود . گريختگان به جبال البرز پناهنده شده و بالاخره مجبور به تسليم گرديدند ، پس از قتل عدهء زيادى از اسرا و تاراج اموال مردم به طبرستان كه آن را امروز مازندران مىنامند حمله‌ور گرديد . او در به دو امر پيشرفت حاصل نموده سارى را به تصرف درآورد ، ولى در يكى از جنگهائى كه در اين ميانه روى داد مسلمين دشمن را تعاقب نموده و بيك دره‌اى كه دشمن در كمين بود رسيدند و لذا محصور شده تلفات زيادى به آنها وارد آمد . آخر الامر يزيد با سيصد هزار دينار سلامتى خود را خريده و سالما به طرف جرجان برگشت كه آنوقت اهالى شورش كرده بودند . او مرزبان آن ملك را در يك قلعه‌اى كه در بالاى كوهى واقع بود محاصره نمود . احتمال دارد كه اين همان قلعه ماران « 1 » باشد كه ما قبلا در بيان پايتخت پارتيها آن را مذكور داشتيم . نظر باستحكام قلعه و اينكه يك راه بيشتر نداشت محاصرهء آن هفت ماه طول كشيد . در آخر يزيد بر اهل قلعه غالب آمده زنان و فرزندان آنها را اسير و مردانشان را با مرزبان بقتل رسانيد . ولى مانند خالد ( كه ذكر آن رفت ) سوگند هولناكى كه خورده بود كه آسياب را از خون مردم آنجا به كار اندازد و از آرد آن نان ترتيب داده تناول كند حال موفق گرديد كه بر طبق آن عمل نمايد . چنان كه در تعقيب اجراى قسم مزبور هزارها مردم بيچاره كه بعزم شهر از راه عبور مينمودند شكار شده و مانند گوسفند ذبح گرديدند .

--> ( 1 ) - Maran .