سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
30
تاريخ ايران ( فارسى )
و عرض آن از يكصد و پنجاه الى سيصد ميل است . تنگهء هرمز كه محل اتصال آن با درياى عربستان است عرضش زياده از سى و پنج ميل نيست . عمق آن هم كم است و هر سال عقب ميرود يعنى كوچك مىشود . در دورهء تاريخ دلتاى رودهاى عراق عرب كه داخل خليج مىشود نيز خيلى پيشآمده است « 1 » . ته خليج فارس عموما مسطح يا فىالجمله پست و بلند است و در سطح آن جزيرههاى عديده است . تپههاى ريگ و كوهپاره هم زير آب زياد دارد مخصوصا در اطراف جزائر بحرين در قديم الايام اسم آن نرمرتوم « 2 » يعنى نهر تلخ بوده و بعدها آن را درياى شرقى و درياى اريتريا « 3 » خواندهاند و ايرانيها امروز آن را خليج فارس مينامند . مسافر اگر خوشبخت باشد در موقع مهتاب داخل اين درياى محصور به خشكى شده از دماغهء مسندام عبور مىكند و تختهسنگهاى سياه آن را مىبيند كه با عظمت رعب ناكى بلند شده و كمال شباهت را بسندان دارد و اسم آن نيز حاكى از همين مشابهت است و بامدادان كه بجانب ساحل ايران ميرود همهجا رشتهكوههاى متوازى را نزديك به يكديگر مىبيند كه از آفتاب سوخته شده و بموازى خط ساحلى خليج ممتد و مانع از وصول به داخل آن مىباشد . سواحل عربستان نيز از آفتاب سوخته و هروقت كشتى بخار ميايستد كثافت لنگرگاه به نظر ميآيد كه حرارت را شدت ميدهد و آرزوى مسافر جز اين نيست كه دوباره حركت و بدون معطلى از اين ناحيهء غيرمطلوب تجاوز نمايد . ليكن ملاحظهء ديگر در كار است كه ممكن است خونسردترين مردم را بنشاط درآورد و آن اينست كه علائم و آثارى بدست آمده كه اين خليج پرحرارت مولد قديمترين تمدنهائى بوده كه ما بر آن واقف هستيم و بعلاوه محتمل است كه اولين مساعى نوع بشر براى بحرپيمائى در آبهاى اين خليج به عمل آمده باشد . چنان كه مصريان در 2700 سال قبل از ميلاد به قصد پونت « 4 » ( سمالىلند ) « 5 » بحر احمر را پيمودند . و قريب 3100 قبل
--> ( 1 ) - رجوع شود به فصل سوم كتاب « مؤلف » . ( 2 ) - Nar - marratum ( 3 ) - Erythraean ( 4 ) - Punt ( 5 ) - Somaliland