سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

707

تاريخ ايران ( فارسى )

عبد المطلب ويرا ملاقات كرد ، او معروف است كه در 578 ميلادى درگذشت و بنابرين تاريخ اين لشكركشى بايد بين 574 و 578 ميلادى بوده باشد . ايام كودكى و دورهء جوانى تا سن كمال محمد حضرت محمد وضعش در اوان كودكى اميدبخش نبود چه اولا پدرش كه از دنيا رفته بود تمام تركهء او عبارت بود از يك دختر كنيز و پنج شتر و چند گوسفند و يك خانه ، ولى در عين‌حال اقربا و خويشان مقتدرى داشت . مطابق رسم آنزمان او را بيك زن صحرانشينى از قبيلهء بنى سعد كه اسمش حليمه بود سپردند . وى در ميان فرزندان آزاد باديه بسر برده تا اينكه سنش به شش سال رسيد ، او در هواى باديه پرورش يافته و در يك محيط خيلى آزادى روحياتش تشكيل يافت . اگرچه بطوريكه مينويسند مانند مرض صرع حالت غشى در او وجود داشت . علاوه لغتى كه بنى سعد بدان تكلم مينمودند فصيح‌ترين لغات عرب بوده است . چنان كه خود پيغمبر در سالهاى اخير بطور مباهات ميفرمود « منم عرب حقيقى در ميان شما چه خودم از نسل قريش و لغت من لغت بنى سعد مىباشد . » بديهى است كه تربيت او در ميان يك چنين قبيله‌اى كه فصيح‌ترين لغات را دارا باشد خود يك بخشش بزرگى بود كه به او عطا گرديد . اين هم كاشف از حقيقت و وفا و حق‌شناسى محمد است كه هيچوقت مادر رضاعى خود را از نظر نداده و نهايت محبت و بزرگوارى را دربارهء شخص او و خانواده‌اش مبذول ميداشت . خلاصه وقتى كه سنش به شش سال رسيد او را برداشته بمدينه آوردند . چنان كه چهل و هفت سال بعد از اين‌كه بمدينه هجرت نمود به خوبى توانست خانه‌اى را كه در آن سكنى داشت تشخيص داده و جزئيات زندگانى آنوقت را بخاطر بياورد . پس از مدت كمى آمنه طفلش را برداشته به طرف مكه روانه شد . ولى او در بين راه وفات يافت . اين يتيم بعد از اين در دامن جدش عبد المطلب تربيت مييافت تا اينكه به هشت سالگى رسيده عبد المطلب هم فوت كرد . نفوذ و اقتدارى كه بنى هاشم دارا بودند پس از فوت عبد المطلب لطمهء زيادى بدان رسيد و آن به همين حال باقى بود تا وقتى كه پيغمبر مكه را فتح كرد . پس از عبد المطلب تربيت محمد بعموى وى ابو طالب برگذار گرديد . او