سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

694

تاريخ ايران ( فارسى )

لشكر ايران با وجود عدهء زياد جنگ دفاعى را پيش گرفته از پشت سنگرها پيكار ميكردند . در صحرا فقط زدوخوردهاى كوچكى روى ميداد و آنها اميدوار بودند اعراب را از اين راه خسته كنند ، بدين جهت جنگ طول كشيد و خواروبار سپاه عرب نزديك به اتمام بود . در اين حال نعمان حيله به كار برده عقب نشست و چنين وانمود كرد كه خبر فوت خليفه رسيده است . اين تدبير نتيجهء خوبى بخشيد ، چه فيروزان فريب خورده به تعقيب دشمن پرداخت . همين كه سپاهيان ايران به جائى رسيدند كه منظور نعمان بود مسلمانان برگشته و جنگ شروع گرديد . اعراب چنان سخت حمله‌ور شدند كه بالاخره ايرانيان تاب مقاومت نياورده مهياى فرار گرديدند . در اين هنگام كه موقع ظفر بود نعمان كشته شد ، ولى كشته شدن او تغييرى در وضع جنگ روى نداد . بلكه سپاهيان او بيشتر بهيجان آمده بر كوشش خودشان افزودند . ايرانيان و از آن جمله فيروزان در معابر تنگ كوه گرفتار آمده تماما بقتل رسيدند . مينويسند زياده از يكصد هزار تن از سپاه ايران در اين ميدان نابود شدند . نتيجهء اين جنگ آخر كه ميتوان آن را بجنگ آربل تشبيه كرد ( مانند جنگهاى زنجير و قادسيه كه در رديف جنگهاى گرانيك و ايسوس واقع شده‌اند ) از پيش معلوم و ظاهر و آشكار بوده است ، ليكن اعراب آن را فتح الفتوح ناميده‌اند . تسخير ولايات ايران در تسخير ولايات مختلفهء ايران بطور سريع ( پس از فتح نهاوند ) طبرى شرحى مفصل و مبسوط نوشته و ضمنا نشان ميدهد كه هريك از اين ولايات و ايالات خود به تنهائى قوائى جمع كرده با اعراب جنگيدند ، بدون اينكه از طرف پادشاه بزرگ فرارى كمكى به آنها بشود . اعراب پس از فتح نهاوند برحسب دستور عمر به طرف اصفهان حركت كردند . اين شهر مهم پس از جنگى كه در آن جنگ سردار سالخوردهء ايرانى كشته شد به تصرف اعراب درآمد . در سال بعد لشكر عرب به طرف كرمان روانه شده فتحى در سرحد اين ايالت نمودند . آنها تا جلگهء حاصلخيز جيرفت سمت جنوب شرقى و نيز از طرف شمال تا ولايت قهستان و شهر طبس پيشرفته بعلاوه دستهء ديگرى به سيستان حمله بردند . ز رنج پايتخت آن را فتح نكردند ، ولى وقتى كه